آسمان انتظار یار دارم زنهار ، بعد وصلش هرچه خواهی کن ولی اکنون مکن

باغبان
باغبان من گل نمی چینم دلم را خون مکن
داغ من کم نیست سوز سینه ام افزون مکن
آشیان دارم ز گلزار تو طرف سنبلی
مرغ بی بال و پری هستم  مرا بیرون مکن
دست من بشکست تا این لانه را کردم به پای
خانه ات آباد بادا لانه ام ویران مکن
آن زیباییت نگه عقل مرا دیوانه کرد
غافلا آفسانه سازا اینقدر افسونم مکن
دادگاه عشق اعدام مرا تصویب کرد
دادبان دیگر مرا قربانی قانون مکن
آسمان انتظار یار دارم زنهار
بعد وصلش هرچه خواهی کن ولی اکنون مکن
 

شهید یحیی شکربیگی فرزند اسکندر  در سال 1332 در روستای چالسرا از توابع شهرستان ایلام دیده به جهان گشود.
 شوق دفاع از میهن وی را از سنگر علم را رها کرد و در سنگر جهاد به عنوان پاسدار در گردان 505 به عنوان معاون گردان در تیپ حضرت امیر (ع) به نبرد به دشمن پرداخت . وی  دلاورانه در عملیاتهای مختلفی از جمله نصر 4 شرکت داشت  سرانجام در  چهارمین روز از تیرماه 1366  در منطقه شاخ شمیران بر اثر اصابت ترکش خمپاره کاتیوشا  سر و هر دو دست ار پیکرش جدا شد و دیار معبود خویش شتافت.ار این شهید عزیز سه فرزند دختر به یادگار باقی مانده است . مزار وی در گلزار شهدای صالح آباد قرار دارد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
 

منبع : اداره هنری ، اسناد و انتشارات - معاونت فرهنگی و امور اجتماعی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده