خاطره ی از زبان مادر «شهید حشمت اله نقدی »
پسرم به مرخصی آمد من و پدرش از ایشان خواستیم که به جبهه نرود ولی نپذیرفت گفتم فرزندم کشته می شوی ولی در جواب گفتند مادر جان ای کاش کشته شوم ...

نوید شاهد ایلام
 
خاطره ای از زبان مادر بزرگوار شهید حشمت نقدی
هنگامی که پس از 52 روز آموزش نظامی پسرم به مرخصی آمد من و پدرش از ایشان خواستیم که به جبهه نرود ولی نپذیرفت  گفتم فرزندم کشته می شوی ولی در جواب گفتند مادر جان ای کاش کشته شوم چون ما را بر سر دست می گیرند و گلهای رنگارنگ بر روی پیکرم می پاشند من آن سعادت را ندارم که شهید شوم و ایکاش این سعادت نصیبم می گشت.
 
 
خلاصه ی از زندگینامه شهید حشمت الله نقدی
شهید حشمت الله نقدی فرزند محمد در6 مرداد ماه سال 1348 در روستای جوب شیر علی بخش مرکزی شهرستان شیروان چرداول دیده به جهان گشود وی تحصیلات خود را تا کلاس سوم راهنمایی ادامه داد همزمان با شروع جنگ تحصیلی بنا به احساس تکلیف شرعی تحصیلات خود را رها کرد و به عنوان نیروی بسیجی عازم جبهه نبرد با متجاوزین بعثی شد تا آنکه سر انجام در 22 اسفند ماه سال 1366 در منطقه عملیاتی چنگوله مهران توسط تیر اشتباهی نیروی خودی به ناحیه کمر به شهادت رسید .
مزار این شهید در گلزار شهدای شهرک شباب بخش مرکزی شهرستان شیروان چرداول می باشد.
 
 
منبع : اداره هنری، اسناد و انتشارات - معاونت فرهنگی و امور اجتماعی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده