وصیت نامه «شهید محمدیار پورقاسمی» از شهدای اسفندماه استان ایلام
در خط امام باشد و هیچ موقع گوش به حرف منافقین ندهید که باعث تباهی دین ما شود و اگر بنده در جهادی که در پیش دارم، سعادت یاری نمود به درجه رفیع شهادت رسیدم در برابر دشمنان اسلام بیطاقتی نکنید و قلب منافقین را شاد نکنید...

نوید شاهد ایلام
 
«بسم رب الشهداء و الصدیقین»
وَلَاتَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فِی سبیلِ اللّهِ أَمواتاً بَلْ أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یرزقونَ»

اکنون که می بینیم به موجب کلام خداوند، جهاد در راه خدا و محافظت از دین و ناموس و شرف از جمله واجبات است، این چند کلمه را {برای} یادآوری به کلیه فامیل محترم و آشنایان و دوستان خود می نویسم. گرچه برای شماها خدمتی از دستم برنیامده، اگر مزاحمتی فراهم آورده ام مرا ببخشید و از یاری به امام عزیزتان مسامحه نکنید که دنیا اعتباری ندارد. در روز قیامت درباره جهاد فی سبیل {الله} از شماها سوال میشود، باری عرایض قلبی بنده به حضور مادر مهربانم در کاغذ نمی گنجد، ولی مجبورم مختصر عرض کنم.
مادر عزیز زحمات شبانه روزی شما برای من، طاقت فرساست. گرچه بنده یک فرزند شایسته نبودم برای تو، ولی اگر مرا ببخشید، خدا از من راضی می شود و خواهرانم، انسان یک دفعه بیشتر نمیمیرد، چه بهتر هدف راه حق و خداپسندانه باشد.

 امید است برای من رو نخراشید و گریه زیاد نکنید، که باعث شادی روح من می شوید و همسر مهربانم در کلیه امور زندگی کمتر کمک به شما کردم و اکثر زحمات و سرپرستی بچه ها{به} عهده شما بوده، اگر سعادت یاری نمود دشمن را مغلوب کردیم مراجعت میکنم و اگر هم شهادت نصیبم شد مرا حلال کنید و پدر از من مهربانتر، پیرجماران است. غم مخورید و به کلیه فامیل مخصوصاً برادرانم اخطار میکنم که راهی در پیش بگیرید که در خط امام باشد و هیچ موقع گوش به حرف منافقین ندهید که باعث تباهی دین ما شود و اگر بنده در جهادی که در پیش دارم، سعادت یاری نمود به درجه رفیع شهادت رسیدم در برابر دشمنان اسلام بیطاقتی نکنید و قلب منافقین را شاد نکنید .
به یاد بیاورید از آبا و اجداد، کسی باقی نمانده و همه باید برویم، چه بهتر ادامه گر خون_شهدا باشد و سلاح ما را نگذارید دیگران به دست بگیرند و آخرین امانت من این است. هیچ گونه ناراحتی نکنید و هم چون کوهی استوار در برابر جمیع حوادث ایستادگی کنید.

مروری بر زندگینامه شهید محمدیار پورقاسمی
در سال 1323 در تونه علیا از ایل شوهان در خانواده ای متدین و مذهبی ولی از لحاظ مالی مستضعف به دنیا آمدند پدر و مادر ایشان (علی رضا و والیه) برای گذراندن زندگی به کشاورزی و دامداری مشغول بودند ایشان به دلیل کوچ نشین بودن خانواده از نعمت خواندن و نوشتن بی بهره ماند.
در سالهای آغاز جنگ  تحمیلی ایشان برای ادای دین به اسلام و امام همسر و 6 فرزند خویش را به خدا سپرده و از طریق ثبت نام در بسیج عازم میدان نبرد علیه باطل شدند. در بیست و سوم اسفندماه 1366  در حین عملیات در منطقه شاخ شمیران کردستان شربت شهادت را نوشید. مزار شهید در گلزار شهدای علی صالح(ع) می باشد.
 
 
منبع : اداره هنری، اسناد و انتشارات - معاونت فرهنگی و امور اجتماعی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده
آخرین اخبار