زندگی به سبک شهدا- بخش دوم
همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران ، به خیل سبزپوشان عاشقی پیوست که خون پاک خود را نثار انقلاب می کردند ، زیرا سپاه و جنگ دقیقاً همان جایی بود که می توانست نیازهای معنوی و روحی علی را برآورده کند...


نوید شاهد ایلام

سیره اخلاقی سردار شهید علی غیوری زاده

*- بیت المال
خیلی ساده زیست بود، لباسهایش که پاره می شد، خودش با نخ و سوزن اونا رو می دوخت. یه روز بهش گفتم علی؛ تو فرمانده گردانی؛ این همه لباس هم توی انبار پشتیبانی هست، برو چند دست لباس نو برای خود بگیر. چرا وقت خودتو با دوختن مجدد این لباسها تلف می کنی؟ در جوابم گفت: من حق و سهم خودمو گرفتم ام؛ لباسهایی هم که داخل انبارند حق رزمنده های دیگه ست؛ نه من. اجازه ندارم.

*- مسئولیت پذیری
تواضع علی موقع صرف غذا باعث شده بود که بعضی رزمنده ها برای خودشن حقی قائل بشن، تا جاییکه موقع غذا خوردن، با این که اون فرمانده بود، ازش بازخواست میکردن که چرا غذا به همه نرسید، چرا کیفیتش خوب نبود، چرا غذا دیر رسید؟ و... اما علی با متانت تمام و اون تواضعی که داشت اونا رو مجاب می کرد. همیشه می گفت: رزمنده ها حق دارن سوال کنن و ایراد بگیرن. ما باید جوابگو باشیم. اصلاً مسئولیت پذیری یعنی همین!

*- به جبهه نیاز دارم
توی یکی از عملیات ها که مجروح شده بود، پاش رو گچ گرفته بودن، بعد از اینکه از بیمارستان ترخیص شده بود یه راست برگشته بود جبهه!بهش گفتن برگرد. برو مرخصی استعلاجی؛ اینجا فعلاً به شما نیازی نیست! علی در جوابشون گفت: جبهه به من نیازی نداره، ولی منم که به جبهه نیاز دارم!!! جبهه محل عروجه... جبهه کلید جهاده...

سیره اخلاقی «سردار شهید علی غیوری زاده» از شهدای استان ایلام

*- همیشه آماده بود
فاصله سنگرش تا نمازخانه قرارگاه بانروشان (منطقه جنگی در شهر ایلام) کمتر از 50 متر بود، اما توی همین فاصله ی کم هم بند پوتین هاشو محکم می بست و دوباره به محض اینکه به وضو خانه می رسید بند پوتین هاشو باز می کرد. بچه ها بهش می گفتن: چرا این همه خودتو زحمت میدی؟ آخه توی این فاصله ی کم چه نیازی به بستن بند پوتین ها هست؟ علی می خندید و می گفت: خوبی این کار به اینه که اگه در این حین که شما با پوتین های نیمه باز دارین به سمت نمازخانه میرین، دشمن از پشت سر حمله کند من لااقل می توانم فرار کنم ولی شما حتی فرار هم نمی توانین بکنین!!!

نگاهی به زندگینامه  شهید علی غیوری زاده
شهید علی غیوری زاده فرزند نمام در سال 1332 ه.ش در خانواده ای روستایی از توابع ارکواز ملکشاهی دیده به جهان گشود ، پدرش از شدت علاقه به فاتح خیبر وی را «علی» نام می نهند. علی ، دوران کودکی را در آغوش خانواده اش که سرا پا شجاعت ، صداقت و پاکی و تعهد نسبت به مسائل مذهبی بود گذراند. ایشان از به علت دور بودن از مراکز تحصیلی از فراگیری علم و دانش محروم ماند ، لذا از کودکی در دامن با صفای طبیعت زادگاهش به سوار کاری و تیراندازی پرداخت و از تجربیات پدرش که در این زمینه ها مهارتی خاص داشت بهره ها گرفت. 
با پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سپاه پاسداران ، به خیل سبزپوشان عاشقی پیوست که خون پاک خود را نثار انقلاب می کردند ، زیرا سپاه و جنگ دقیقاً همان جایی بود که می توانست نیازهای معنوی و روحی علی را  برآورده کند ، و از سوی دیگر هم زمینه بروز استعدادهای نهفته در وجودش را بیدار سازد. او از ستاره های آسمان جنگ بود ، علی بود و علی وار می جنگید و در طول سالهای دفاع مقدس با اینکه در همه صحنه های خطر و عملیاتهای لشکر حضور داشت حتی گاهی به عقب ننهاد و به راستی هم کم نبودند صحنه هایی که او یک تنه پا به همراه عده قلیلی از همرزمانش در مقابل تهاجم و پاتک گردانهایی از ارتش عراق ایستاد و با گرفتن تلفات سنگینی از آنان ، مصداق بارز آیه شریفه : « و ان یکن عشرون صابرون یغلبوا مأتین» می شد علی ، در سالهای جنگ نه تنها با دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب مردانه جنگید ، بلکه در سنگر تحصیل و علم هم با پدیده شوم جهل و بیسوادی به نبردی بی امان پرداخت و تا مقطع متوسطه ، پا به پای رزم ، تحصیلش را هم دنبال کرد و انصافاً نبوغ قابل تحسینی داشت .
 علی جنگ را در حالی سپری کرد که تمام وقت در خدمت گردان بود و به اداره گردان علاقه وافری داشت . او بارها در جنگ مجروح شد اما استراحتش را هم در گردان گذراند . د رعملیاتهای لشکر از جمله والفجر 3 ، کربلای 1، والفجر 10، نصر4، کربلای 10 و دهها عملیات دیگر شرکت داشت. آخرین مسئولیت وی فرماندهی گردان 503 شهید بهشتی بود که در 29 خرداد ماه 1367 در حال دفع تک ارتش عراق در مهران به شهادت رسید. مزار این شهید گرانقدر در گلزار شهدای امامزاده سید حسن(ع) شهرستان مهران می باشد .

سیره اخلاقی «سردار شهید علی غیوری زاده» از شهدای استان ایلام

منبع: منبع : اداره هنری، اسناد و انتشارات- معاونت فرهنگی آموزشی - بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده