یادها و خاطره ها
أموران رژیم حتی ما را از برگزاری مراسم عزاداری و فاتحه خوانی منع می کردند. خود آنها جنازه را به همراه چند شهید دیگر که در همین روز شهید شده بودند، به صالح آباد برده و دفن می کنند...
نوید شاهد ایلام


خاطره ای از شهید اسداله شیرخانی
ماه مبارک رمضان سال 1357 بود، از خیابان برمی گشت. عکسی از خود به همراه داشت، پرسیدم: عکس گرفته ای؟ گفت: این عکس را گرفته ام که اگر شهید شدم، شما انرا داشته باشید. عکس را به همراه کاغذی که صورت بدهیهایش به اشخاص را نشان می داد به من داد که اطلاع داشته باشیم.
ماه به پایان رسیده بود. فردای آن روز قرار بود نماز عید فطر در مسجد جامع برگزار گردد. عده ای از اقوان به او پیغام دادند که مأورین رژیم، دنبال تو هستند. نباید فردا به مسجد بروی! اول گفت: باشد، نمی روم و نمازم را در منزل می خوانم.
ولی ساعت پنج صبح مرا از خواب بیدار کرد از من حلالیت طلبید. بچه ها را که در خواب بودند، بوسید. به او الهام شده بود که امروز شهید خواهد شد. گفتم: تو قرار  نبود به مسجد بروی؟ گفت : نه ، باید بروم! زود بر می گردم! خداحافظی کرد و از منزل به قصد رفتن به مسجد و اقامه نماز عید فطر ، خارج گردید، نماز برگزار شد. بعد از نماز، مأمورین او را تعقیب می کنند . تا اینکه هنگام تظاهرات و راهپیمایی و دادن شعار در خیابان شهدا، در سیزدهم شهریورماه 1357 همان روز با ضرب دو گلوله او را به شهادت می رسانند. 
مأموران رژیم حتی ما را از برگزاری مراسم عزاداری و فاتحه خوانی منع می کردند. خود آنها جنازه را به همراه چند شهید دیگر که در همین روز شهید شده بودند، به صالح آباد برده و دفن می کنند. پس از دفن، مأمورین به منزل ما مراجعه و پول دو عدد فشنگ شلیک شده را از ما گرفتند.
پس از این مسأله، در شهر شایعاتی شد که شهداء را بدون غسل و کفن دفن کرده اند.
از این قضیه خیلی ناراحت شدیم تا اینکه درست 13 روز بعد از شهادت وی، عده ای از فامیل، شبانه به محل دفن وی رفته، قبر را شکافته و متوجه می شوند که او را غسل داده و کفن نموده اند و شایعات دروغ بوده است.
در همین هنگام ، پیام تسلیتی از حضرت امام (ره) که از نجف اشرف ارسال گردیده بود، به دستمان رسید.
حضرت امام (ره) ضمن تسلیت گویی، فرموده بودند که شهید به غسل و کفن نیاز ندارد و اگر شهدای ما را بدون غسل و کفن ذفن کرده اند، هیچ اشکالی ندارد. شما بازماندگان هیچ نگران این مسئله نباشید.
راوی خاطره: همسر محترم شهید

شهيد اسداله شيرخاني فرزند فتح الله در سال1329 در شهر ايلام بدنيا آمد.وي توانست تحصيلات ابتدائي را تا پنجم ادامه دهد.و بعدها در ايام جواني به عنوان كارگر فني اداره ي برق ايلام استخدام شد و ازدواج نمود ثمره ي ازدواجش 1 فرزند دختر و يك فرزند پسر مي باشد در اوايل شور انقلاب بود كه شهيد در راهپيمايي ها شركت مستمر داشت و با رژيم طاغوت مخالفتي عميق را از خود نشان مي داد.
سرانجام در سیزدهم خردادماه 1357در همان ايام شكوهمند در اثر اصابت تير سربازان رژيم شاه به شهادت رسيد.و در گلزار شهداي صالح (ع) قرار گرفت.

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده