وصیت نامه بسیجی شهید سعداله قیصربیگی از شهدای استان ایلام
اگر من شهید شدم شما عزیزان لباسهای رزم مرا بپوشید و راه سرخ خونین شهیدان که از اباعبدالله الحسین به ما به ارث رسیده است ادامه دهید...
نوید شاهد ایلام

قسمتی از وصیت نامه شهید سعدالله قیصر بیگی
با سلام و درود به یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی  و نایب بر حقش امام امت خمینی کبیر و با سلام درود  بر شما مردم مقاوم و شهید پرور ایران اسلامی چند جمله ای به عنوان توصیه و سفارش به بازماندگانم را به جای می گذارم وامیدوارم که چنانچه در این خصوص قصور و کوتاهی شده است به دیده اغماض قلم عفو را بر جرائم این حقیر بکشانید.
 یکی از وصایای لقمان به فرزندش این بوده که ای فرزندم گناهان جهان را برای تو رقم و قلم  زدند از بخشایش خدای  رحمان غافل مباش .
اینجانب با شروع جنگ تحمیلی با لبیک گفتن به فرمان منادی عدالت و حرمت و شرف انسانیت یگانه کلام سلاله پاک رسول الله حضرت امام امت خمینی بت شکن و جهت رضای درگاه احدیت و پاسداری نمودن از ارزش های والای اسلام و مسلمین به جبهه نور علیه ظلمت عازم می شوم تا شاید بتوانیم که اگر سلاحی برنده در اختیار ندارم  و چنانچه باید باید و شاید مجهز به تجهیزات نظامی و زرهی نیستم جان خود را در راه مقدسات اسلام آماج گلوله های دشمن قرار دهم وفدا نمایم و با فدا نمودن جان خود توانسته باشم که پرده کریه و مکر و فریب و زور و ریا و تزویز را از سیمای منافقان و خائنان به اسلام ناب محمدی (ص) و ایران اسلامی بردارم و از این طریق آنان را با دستگاهای جباری و الحادی که در اختیار دارند رسوا نمایم . به جبهه اعزام می گردم تا شاید بتوانم با فدا نمودن جان خود دین خود را به اسلام و مسلمین ادا نمایم و با دادن خون خود درخت نوپای جمهوری اسلامی را سیراب نموده و بارور نمایم.
توصیه و سفارش می نمایم در هنگام مرگم چشمانم را باز بگذارید که تا کور دلان و ملحدان بدانند که این راه را کورکورانه انتخاب نکرده ام بلکه با دیده باز و ایده و عقیده ای استوار که در اعماق وجودم ریشه داشت راه جاودانی و همیشگی خود را انتخاب نمودم.
دستهایم را باز بگذارید که از زندگی دنیوی و مادی هیچگونه کالا و مطاعی را با خود به همراه ندارم و از رفتن به میدان رزم و جنگ هیچگونه نظر مادی و انتفاعی نداشته ام . کتابهایم را در بالای تابوتم قرار دهید که مخالفان نظام مقدس جمهوری اسلامی بدانند که از درس خواندن فرار نکرده ام بلکه علاقه داشتم که تحصیلاتم را ادامه دهم و به جامعه خود خدمتی کرده باشم اما  از آنجایی که پای اسلام و مسلمین و قداست و مذهب در میان است شهادت را بر ادامه تحصیلات ترجیح دادم.
در ضمن چند کلام با پدر و مادرم مهربانم : توصیه می کنم که در هنگام مرگ من شیون و زاری و ناله و فغان را سر ندهید و هیچگونه خلل و سستی در اراده آهنین شماها رسوخ نکند زیرا در غیر این صورت کوردلان و از خدا بی خبران شاد خواهند شد و اگر خواستید برای من و در عزا و رثای من گریه کنید به حال خانواده و شهیدان لبنانی و فلسطینی که جنایت های صهیونیستها نسبت بر آنان موی را بر اندام انسان راست می کند گریه کنید.
اما وصیت من به بردران این است که هیچ وقت و هیچ هنگام و زمانی امام را تنها نگذراید و صحنه را خالی نکنید که خدایی نکرده سرزمین اسلام ما جولاگان ظالمان و فاجران جهانی و منافقان داخلی قرار گیرد، زیرا که امام فرموده است که اگر پرچمی از دست سرداری بیفتد سردار دیگر آنرا به حرکت در می آورد.
 اگر من شهید شدم شما عزیزان لباسهای رزم مرا بپوشید و راه سرخ خونین شهیدان که از اباعبدالله الحسین به ما به ارث رسیده است ادامه دهید. در پایان همه شما را به خدامی سپارم و از خداوند برای رهبر کبیر انقلاب اسلامی طول عمر طلب می نمایم.
سعدالله قیصر بیگی

شهید سعدالله قیصر بیگی فرزند اسداله در اولین روز از شهریور ماه سال 1343 در بخش مرکزی شهرستان شیروان و چرداول دیده به جهان گشود وی تحصیلات خود را تا سال اول دبیرستان ادامه داد. تا اینکه همزمان با شروع جنگ تحمیلی بنا به احساس تکلیف شرعی و لبیک به ندای رهبر کبیر انقلاب تحصیلات خود را رها و به عنوان نیروی بسیجی عازم جبهه های نبرد با متجاوزان بعثی شد. تا آنکه سرانجام دربیست و هفتمین روز از مهرماه سال 1363  در منطقه سرنی بخش صالح آباد شهرستان مهران بر اثر اصابت ترکش به تمام اعضای بدن به شهادت رسید.
مزار این شهید گرانقدر در گلزار شهدای امامزاده قاسم(ع)  شهرستان شیروان و چرداول می باشد.روحشان شاد


منبع : اداره هنری، اسناد و انتشارات- معاونت فرهنگی آموزشی - بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده