خاطره ای از شهید ناصر پیرانی از زبان مادر محترمه شهید
یکی از دوستانش بعلت کسالت نمی تواند به همراه نیروهای گشت برود داوطلبانه جای خالی او را پر می کند و وسایل مورد نیاز را تحویل می گیرد و راهی منطقه کمین می شود...
نوید شاهد ایلام

خاطره ای از شهید ناصر پیرانی- راوی خاطره کافیه گجری مادر محترمه شهید

وظیفه شهید کنترل رفت و آمد منافقین کوردل که با رژیم بعث عراق همکاری می کردند بود. چون مردم ایران و بخصوص منطقه مرزی استان ایلام صدمات زیادی از آنها دیده بودند در سیزدهم آبان ماه 1365 با توجه به اینکه شهید پیرانی در نوبت استراحت بود، ولی وقتی می بیند یکی از دوستانش بعلت کسالت نمی تواند به همراه نیروهای گشت برود داوطلبانه جای خالی او را پر می کند و وسایل مورد نیاز را تحویل می گیرد و راهی منطقه کمین می شود در بین راه مورد حمله منافقین قرار می گیرند و پسرم به دلیل اصابت مستقیم تیر منافقین از خدا بی خبر به درجه رفیع شهادت نائل می آید. وقتی خبر شهادتش را برای ما آوردند یادم می آمد که همیشه می گفت مرگ و زندگی در دست خداست مادرم بدان راه ما، راه حق است و کشته ما شهید راه خداست.

مادرم بدان راه ما، راه حق است
                                   
زندگینامه سرباز وظیفه شهید ناصر پیرانی
شهید ناصر پیرانی فرزند کریم در سال 1345 در روستای «آگره بید» از توابع شهرستان دهلران، دیده به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا سوم راهنمایی ادامه داد. برای تأمین امرار معاش از راه کشاورزی و دامداری به کمک پدر بزرگوارش شتافت .سن قانونی خدمت نظام وظیفه وی، با آغاز حملات وحشیانه  ارتش بعث عراق، به میهن اسلامی، مصادف شد.
براساس احساس وظیفه و لبیک به ندای امام و مقتدایش ، حضرت امام خمینی (ره)، روانه ی جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید و عازم خدمت سربازی شد پس از دلاوری ها و رشادت های درخشان در دفاع از میهن اسلامی سرانجام در سیزدهمین روز از آبان ماه 1365 در شهر دهلران به شهادت رسید.

منبع : اداره هنری، اسناد و انتشارات- معاونت فرهنگی آموزشی - بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده