وصیت نامه شهید حسن ناصری از شهدای فروردین ماه استان ایلام+ خط شهید
امت واحده ایران شما در مورد این مهم (یعنی حفظ انقلاب) از ما بهتر می دانید که چگونه این انقلاب بدست آمده زیرا آثار شکنجه ها و ظلم های مستبد ستمشاهی هنوز بر گرده و قلب شما لکه ای سیاه افکنده و این لکه سیاه ننگ آمریکا و در مرحله دوم ننگ شاه معدوم می باشد...


نوید شاهد ایلام

وصیت نامه شهید حسن ناصری از شهدای استان ایلام

هوالباقی
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک              دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود                به کجا می روم آخر ننمایی وطنم
من به خود نآمدم اینجا که به خود باز روم    هر که آورد مرا باز برد وطنم
در اسلام خوب است انسان بعد از خود وصیتی داشته باشد من هم وظیفه دانستم و وصایایم را به شرح ذیل توضیح دهم:
بند اول: امت واحده ایران شما در مورد این مهم (یعنی حفظ انقلاب) از ما بهتر می دانید که چگونه این انقلاب بدست آمده زیرا آثار شکنجه ها و ظلم های مستبد ستمشاهی هنوز بر گرده و قلب شما لکه ای سیاه افکنده و این لکه سیاه ننگ آمریکا و در مرحله  دوم ننگ شاه معدوم می باشد لذا تذکر مهم بنده آن است که همچون کوه در مقابل این ننگ قادسیه هم بایستید و و روح کریه او را در عالم دنیا سیاه کنید و برای دومین بار در دنیا هیبت و قدرت افسانه ای آمریکا را در رسوا کرده و آنگاه پرچم توحید را در این سرزمین مقدس به اهتزاز در آورید. ملت مبارز برای شما همین جمله از امام کافی است که فرمودند در صدر اسلام هنوز چنین ملتی پیدا نشده و بس .


بند دوم: سنگر نشینان به شما توصیه می کنم که همواره گوش به ندای زاده زهرا باشید و در صلاه و دعا جدی باشید این گریه و زاری ها را در آن سنگر عبادت کم نکنید چون ثمره این ناله و زاری ها پیروزی مطلق می باشد من به مظلومیت شماها سوگندمی خورم که پیروزید.زیرا خون شما می ریزد و از آن لاله بوجود می آید و بوی لاله ها بر مشام مستضعفین دنیا عطر آگین می شود و آنها هم به خونخواهی شما بر می خیزند آنگاه نهضت را تا انقلاب مهدی (عج) امتداد خواهند داد.
پس با کشته شدن هم پیروزیم و این پیروزی احتیاج به استقامت دارد و من مطمئن هستم یاران حسین(ع) از هیچ چیز بیم و هراس ندارند. المومن کل الجبل الراسخ. رزمندگان بدانید شاگردان حسینیم و بر قلوبمان نوشتیم (هیهات من الذله).

بند سوم: مادر عزیزم این را بدانید که می دانید تمام کسانی که در سنگرهای اسلام دفاع می کردند چشمانشان از شدت اشکی که به عشق و خوف خدا ریخته بود صدمه دیده و شکمهایشان از روزه های فراوان لاغر و لبهایشان از خاک خشکیده و رخساران از بیداریهای شبانه زرد گشته اما به چهره های آنان همواره غبار پر طروات نشسته بوده. آری برادران من این چنین کسانی بودند که رفتند . پس همتی سزاواراست که تشنه دیدارشانم باشم . مادرم هر وقت به یاد من افتادی یاد آن مادران فرزند در آغوش را که به سوی لوله های مسلسل شافتند بیاد آر..
 مادر عزیزم آرزو دارم آن زحمات شبانه روزی خود را که صرف بزرگ کردن بنده کردید حلال کنید.


بند چهارم: همسر محترم در تربیت فرزندت کوشا باش و او را به عنوان یادگار من بزرگ کن به مدرسه بفرستش و برایش بگو یزدیان زمان مغز پدرت را مورد خمپاره قرار دادند تا در همین کوچکی آن قلب پاکش از آمریکا ترک برادرد.همسر گرامی من می دانم از ابتدا شوهر خوبی برای تو نبودم امیدوارم مرا عفو کنید.
در پایان دوستان، آشنایان، رفقاء مرا ببخشید من در قیامت همه را شفاعت خواهد کرد .
اگر این سعادت نصیبمان شد در حرم سید صلاح الدین مرا دفن کنید.
این بود متن وصیت نامه الحقیر حسن ناصری


شهید حسن ناصری فرزند حسین در سومین روز از تیر ماه سال 1345 شمسی در روستای ماهوته آبدانان دیده به جهان گشود. وی که دارای سواد خواندن و نوشتن بود برای تامین معاش خانواده و پیشبرد امور زندگی به فعالیتهای کشاورزی روی آورد و در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به عنوان رزمنده بسیجی به سپاه پاسداران پیوست و راهی جبهه های نبرد با دشمن و متجاوزین بعثی گردید تا آنکه سرانجام در بیست و هفتمین روز از فروردین ماه سال 1364 در منطقه عملیاتی چنگوله مورد اصابت ترکش قرار گرفت و به شهادت رسید. مزار این شهید والامقام در شهرستان آبدانان قرار دارد.


منبع : اداره اسناد و انتشارات- معاونت فرهنگی آموزشی - بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده