دست نوشته و وصیت نامه تکاور شهید احمد شریف زادی از شهدای جاویدالاثر استان ایلام
پيام من به ملت عزيز و شرافتمند ايران انقلابى این است كه این انقلاب با زور بازو و فرياد الله اكبر پیروزگرديد و خون هزاران شهید كه در اين انقلاب ريخته شده است و صدها هزار نفر كه در اين انقلاب مجروح شده اند و اين جوانانى كه خونشان در راه اين مرز و بوم ريخته شده است،نگذاريد بيهوده تلف شود...

نوید شاهد ایلام

بسمه تعالى
ای ملت شریف ایران استقلال داشته باشید

هرروز ما ملت ستمديده ايران عاشوراى حسينى مى باشد و هر جائى كه از ايران مخصوصاً ، مناطق جنگى  براى ما كربلاى حسين مي باشد.
اى ملت ستمديده ايران  شما سالهاى دراز و طولانى تحت سلطه ستمگران بوديد و قرنهاى طولانى تحت فشارهاى گوناگون بوديد ، از زمان اشكانيان تا ساسانيان تا برسد به خاندان ننگین پهلوى تحت استعمار اين ظالمان حاكم بوديد و اين ظالمان حاكم به وسيله قدرتى كه داشتند توانستند زور و اختناق در بين شما به وجود بياورند و در اين دورانهائى كه اين ظالمان حاكم برشما حكومت كردند حتى نتوانستيد كوچكترين كارى كه به نفع ملت و مملكت باشد انجام دهيد و تا لحظه ای كه خواستيد كار خوبى را انجام دهيد تحت فشارهاى قوى و تحت انواع شكنجه هاى روحى و جسمى قرار دادند ، كه ديگر قادر به انجام دادن آن كار نباشيد و هر كس كه مي خواست دم از استقلال و آزادى ملت بزند  آن را به سياه چاله هاى زندان بردند و با بدترين روش با او رفتار مي كردند تا آن را به شهادت رساندند ، وقتى آن را در زير شكنجه هاى  روحى و جسمى مي سوزاندند و طورى آن را نابود مى كردند كه حتى افراد خانواده خود نمى دانستند كه چه كارى به سرش آورده اند . مثلا اگر همين خاندان پهلوى را فرض كنيم در زمان حكومت خود رضا شاه بسيارى از مجتهدين و علما و افراد مبارزى كه دم از استقلال و آزادى ملت مي زدند آنها را به سلولهاى تاريك و سياه چاله‌هاى  زندان مى انداختند و بعد از مدتى به دادگاههاى بردند و با زور محكوميت را به آنها تحميل مى كردند وآنها را به شكنجه‌گاهامى‌بردند و تحت انواع و اقسام شكنجه‌ها قرار دادند تا آن را از بين ببرند بعداز نابود كردن آن ‌رژيم ننگین تاريخى دوباره پسرش كه روى كار آمد مردم را به زور دعوت به مجالس كرد تا با سخنرانيهاى بيهوده مردم را از آزادى نااميد كند و ازمردم جلوگيرى كند كه نتوانند بر عليه حكومت قيام كنند در زمان رژيم پسر رضا شاه افراد روشنفكر كه مى خواستند دم از استقلال و آزادى مردم بزنند چه به خارج تبعيد مى كردند و چه آنها را از بين مى بردند در زمان اول پادشاهى محمدرضا بود كه دكتر مصدق  نخست وزير وقت شد و مى خواست كه نفت را بين ملت تقسيم و ملى كند  و درآمد نفت را بين ملت پخش كند و نفت ايران را به خارج صادر نكنند آن را در دادگاههاى بى عدالتى تحت بازجوئى قرار دادند و  چند  سال بعد  از مبارزه با رژيم ننگ پهلوى وى  را در دادگاه  بى‌عدالتى بين المللى لاحه محاكمه كردند و آن را به زور محكوم كردند چون مصدق مى‌خواست  كه چه نفت و چه درآمد نفت بين ملت تقسيم شود و نبايد نفت كه مال خود مردم مي باشد به خارج صادر گردد. رژيم پهلوى با وى مخالفت كرد و او را به سلولهاى زندان می انداختند و مدت چند سال كه در زندان گذراند او را به شهادت رساندند آن رژيم طورى اختناق در بين مردم به وجود آورده بود كه اگر كسى كوچكترين خلافى كه بر ضد رژيم بود انجام مى‌دادند فوراً دستور اعدام و يا شكنجه او را به ساواك صادر مى‌كردند  و واقعاً آن رژيم ننگین توانست مدت چند سال با زور بر سر ملت ايران سلطنت كند و توانست كه اين حكومت ظالمانه را به زور بر ما ملت ستمديده ايران تحميل كند .
پيام من به ملت عزيز و شرافتمند ايران انقلابى این است كه این انقلاب با زور بازو و فرياد الله اكبر پیروزگرديد و خون هزاران شهید كه در اين انقلاب ريخته شده است و صدها هزار نفر كه در اين انقلاب مجروح شده اند و اين جوانانى كه خونشان در راه اين مرز و بوم ريخته شده است،نگذاريد بيهوده تلف شود و اين جوانانى كه در جبهه‌هاى جنگ مى باشند و دارند از مرز و بوم ايران نگهبانى و پاسدارى مي دهند پشت آنها را محكم بگيريد و نگذاريد كه افراد بيگانه‌پرست كه مى خواهند اين انقلاب را سرنگون كنند به  داخل كشورمان  رخنه  كنند.
از ورود افرادى  كه مى‌خواهند بين‌مردم  شايعه غلط پخش كنند و مى خواهند  كه اين انقلاب اسلامى ما را شكست بدهند و مى خواهند اين خون پاك جوانان ما را بيهوده از بين برود جلوگيرى كنيد و نگذاريد كه اينگونه افراد ضد انقلاب و ضد ملت در بين مردم باشند.

نگاهی کوتاه به زندگینامه شهید احمد شریف زادی
شهید احمد شریف زادی فرزند نجات در هفـتمین روز از مردادماه 1340 شمسی در روستای زنجیره علیا شهرستان شیروان چرداول دیده به جهان گشود وی تحصیلات خود را تا دوم دبیرستان ادامه داد. و دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بنا به احساس تکلیف شرعی و لبیک به ندای رهبر کبیر انقلاب به عنوان تکاور عازم جبهه های حق علیه باطل گردید تا آنکه در دومین روز از  اردیبهشت ماه سال 1360 بر اثر اصابت ترکش خمپاره به دست و شکم در بازی دراز به درجه رفیع شهادت نائل گردید. و تاکنون خبری از پیکر مطهر این شهید گرانقدر به دست نیامده است.


منبع : اداره هنری، اسناد و انتشارات - معاونت فرهنگی آموزشی- بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
                          
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده