سوم خرداد روز مقاومت و پیروزی است، به این معنا که همواره نتیجه پایداری و مقاومت طبق وعده الهی نصرت و پیروزی خواهد بود...
به گزارش نوید شاهد از ایلام؛ نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه ایلام روز چهارشنبه سوم اردیبهشت ماه، در دیدار با خانواده شهیدان معظم«مهدی آدینه شوهانی»، «محمد قاسم بابائی»، «احمد فتاحی پور»، از شهیدان عملیات بیت المقدس، نقطه اوج دفاع مقدس را فتح خرمشهر برشمرد و ابراز داشت: سوم خرداد روز مقاومت و پیروزی است، به این معنا که همواره نتیجه پایداری و مقاومت طبق وعده الهی نصرت و پیروزی خواهد بود.
حجت الاسلام و المسلمین کریمی تبار با تجلیل از صبر و ایستادگی خانواده های معظم شهدا و ایثارگران، افزود: تجلیل از مقام والای شهدا، دیدار با خانواده های معظم شهدا و ایثارگران توفیقی است که خداوند متعال به ما که مدیون آنها هستیم عطا نموده است.
وی تصریح کرد: خانواده های معزز شهدا نیز در پیشگاه خداوند متعال، از درجه و پاداشی نیکو بهره مند می شوند چرا که جان عزیزان شان را در راه خداوند تقدیم کردند و پس از شهادت آن ها، صبر پیشه کردند.
امام جمعه ایلام با اشاره به اینکه امنیت، ثبات و استحکام امروز کشور نتیجه خون شهداء و ایثارگری ایثارگران است بیان داشت: این دیدارها اعلام وفاداری به ولایت و خون شهداء است و آمده ایم که بگوئیم به خون شهداء پایبند هستیم و قدردان ایثارگریتان هستیم.
معاون سیاسی امنیتی استانداری ایلام نیز در این دیدار با اشاره به عزت و اقتدار جمهوری اسلامی، گفت: امنیت و آرامش کنونی کشور به برکت خون شهدا است و امیدواریم که بتوانیم به خون شهدا و اهداف آنان وفادار بوده باشیم.
محمد نوذری افزود: فتح خرمشهر، یک حرکت عمومی ملت بزرگ برای دفاع از انقلاب و کشورشان بود که مردم به پا خاستند و شاهد یک هجوم عمومی به جبهه ها بودیم.
جانشین فرمانده قرارگاه غرب کشور نیز در این دیدار با ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای دفاع مقدس به ویژه شهدای بیت المقدس، اظهارداشت: ما در دفاع مقدس با دست خالی و با شعار الله اکبر توانستیم بر رژیم بعث عراق و استکبار جهانی که در حمایت از آن رژیم بود پیروز شویم و هدف دشمن از شروع جنگ بهانه اختلاف مرزی، تجزیه کشور و فروپاشی نظام بود.
سرهنگ امیر غلامعلیان همچنین با بیان اینکه شنیدن درد و دل ایثارگران باعث میشود مسئولین و مدیران تحرک بیشتری داشته باشند اظهار داشت: هر زمان مشکلی در جامعه به وجود بیاید میتوانیم از مشورت و راهنمائی ایثارگران بهره ببریم، چرا که آنها دلسوزترین قشر جامعه برای انقلاب و نظام هستند و با در میان گذاشتن مشکلات با این قشر معزز میتوانیم راه حل های بسیار خوبی را بدست آوریم.
مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام نیز در این دیدارها با بیان رشادت های شهدا ء و ایثارگران افزود: ما هر چه داریم از برکت خون شهداست و تداوم انقلاب با پاسداشت یاد و خاطره شهدا و ایثارگران میسر می شود. باید حافظ دستاوردهای این عزیزان باشیم چرا که تمام عزت، افتخار و سرافرازی ایران اسلامی، مرهون فداکاری و ایثار شهدا و ایثارگران است.
سلیمان رستمیان تصریح کرد: دیدار مسئولین با خانواده شهداء‌، تجلیل و تکریم از ایثارگران علاوه بر نهادینه کردن فرهنگ ایثار و شهادت باعث تقویت روحیه خدمتگزاری می شود.

شهید مهدی آدینه شوهانی در یکی از روزهای سال 1341 در خانواده مذهبی و متدین چشم به جهان گشود کودکیش را به لطافت گلهای بهاری و معصومیت پاکان سپری نمود ، دوران تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم با موفقیت به پایان رسانید ، شهید دارای یک فرزند می باشد ایشان علاقه خاصی نسبت به امام و انقلاب داشتند، فردی صبورو متدین بودند، شهید مهدی در سال 1359 به استخدام اداره برق ایلام در آمد، در آن هنگام که خصم دون هجوم ناجوانمردانه خود را به کیان اسلامی آغاز نمود با خیل عظیم عاشقان شهادت بسوی جبهه ها شتافت تا به دعوت امام عزیز(ره) لبیک گوید ، سرانجام در  بیست و چهارمین روز از اسفندماه 1361 تاریخ در کربلای جنوب در عملیات بیت المقدس با همراه سایر گلهای پرپر شده ایران اسلامی در راه دفاع از آرمانهای انقلاب آزاد سازی خرمشهر دعوت حق را لبیک و به فیض شهادت نائل آمد.

تکاورشهید محمدقاسم بابایی ایشان  در سومین روز از فروردین ماه 1340 مصادف با شب عید فطر در خانواده ای مستضعف و مذهبی دیده به جهان گشود و در همین فضا رشد کرد و بزرگ شد . محمد در همان سنین کودکی علاقه شدیدی به نماز و روزه داشت و با آن سن و سال کمش که بیش از هشت سال نداشت در مسجد والی شهر ایلام سرآمد شده بود. و حتی هنوز صدای الله اکبر و اکبرها و یا علی و یا عظیم گفتنهایش در بین دو نماز در ماه رمضان به گوش می رسد.
شهید محمدقاسم دوران دبستان و راهنمایی را با موفقیت سپری و در سال 1355 در هنرستان صنعتی ایلام در رشته ساختمان مشغول تحصیل شد. او همچنان رشد می کرد و آگاهتر می گشت تا هنگام شکوفایی انقلاب اسلامی در این هنگام ، همگام و دوش به دوش ملت مسلمان برای براندازی رژیم فاسد و ننگین پهلوی در حد توان خود فعالیت شبانه روزی می نمود و همیشه در کلیه تظاهرات و برنامه های مذهبی و پخش اعلامیه های امام شرکت می نمود.
در سال 1359 موفق به اخذ دیپلم هنرستان در رشته ساختمان گردید و در عرض چند سال که در هنرستان بود و بعد از فراغت از تحصیل هیچگاه از یاری مستضعفان کوتاهی نمی نمود. و در بنایی و نقشه کشی و یاری به آنها از هیچ کوششی دریغ نمی نمود و همواره به خانواده اش سفارش می کرد که جانب اسراف را در زندگی رعایت کنید و زندگی خود را با سطح زندگی یک خانواده مستضعف همسطح نمایید زیرا ما اکنون در تحریم اقتصادی هستیم.
شهید در حالی که شش ماه به اعزامش به خدمت سربازی مانده بود داوطلبانه خود را در جهت خدمت به مملکت اسلامی و پیشبرد انقلاب معرفی نمود. پس از دو ماه آموزش در تیپ تکاور ذوالفقار و مانورهای شبانه روزی به همراه گردان 2 همین تیپ عازم جبهه گیلانغرب شد و در حملات تنگه چزابه شرکت فعالانه داشت تا اینکه بعد از شش ماه ماموریت گردان انها به پایان رسید و به تهران عزیمت نمودند ولی محمد پس از گذشت یک هفته دوباره داوطلبانه با یکی از دوستانش تقاضای ماموریت به خط مقدم جبهه را نمود و مامور گردان 4 همان تیپ در گیلانغرب شد و وقتی علت آمدنش را دوباره به جبهه سوال نمودیم گفت عالمی دیگر دارد و می گفت من هیچوقت راضی به این نمی شوم که در تهران بر روی تختخواب بخوابم ولی دیگر برادرانم در سنگر و جبهه در هوایی سرد و گرم بجنگند ، من چطور در تهران بمانم در حالی که مملکت اسلامیمان در تجاوز بعثیان را آزاد کنیم و پس از مدتی در جبهه گیلانغرب در اوایل اسفندماه جهت حمله فتح المبین عازم جبهه دزفول گردیدند و در این فاصله مدت چند روزی که به مرخصی آمد و آخرین دیدار ما با شهید همه اش از سنگر و از دعاهای داخل سنگر و راز و نیاز با الله صحبت می کرد و تمام حرکات و رفتار و صحبتهایش در این مدت گواهی بر شهادت از میدان مثل این بود که برای خداحافظی آمده بود حتی آخرین روزی که می خواست به جبهه برود به مادرش می گفت مادر جان اگر پیام آورند که من شهید شده ام باید شجاعت یک مادر شهید که جانش را خالصانه در طبق اخلاص در راه معبود ش داشته باشی و شیون و زاری نکنی و یا خواهرانم به شما شفارش می کنم که بعد از شهادتم از بانو و شیرزن کربلا درس بگیرید.
و سرانجام بعد از 18 ماه خدمت که 16 ماه آن تلاش و کوشش و مبارزه در جبهه های غرب و جنوب در10 اردیبهشت ماه سال 1361 در خرمشهربه درجه رفیع شهادت نائل آمد.

شهید احمد فتاحی پور فرزند عطابیگ در سال 1340 در خانواده ای 9 نفره و مذهبی در شهر بغداد دیده به جهان گشود مدرسه را تا سوم دبستان در مدرسه ای که مخصوص ایرانیان مقیم بغداد بود گذراند ، سپس پس از عزیمت به ایران تحصیلات خود را در مدارس ایرانی از سر گرفت  به ادامه ی تحصیل پرداخت ، او دوران ابتدایی و راهنمایی خود را طی نمود و در سال 1355 وارد دبیرستان شد ایشان در کنار تحصیل ورزش فوتبال هم می کردند در دوره دبیرستان در فعالیت های زمان انقلاب نیز شرکت می نمود از جمله پخش کتاب های مذهبی و اعلامیه های امام خمینی (ره) و به همین دلیل در تحصیل خود دچار یک سری مشکلات شد و بلاخره دیپلم  خود را با همه مشکلات به پایان رسانید با شروع جنگ تحمیلی عراق عیله ایران به خدمت سربازی رفت و به عضویت گروهان 165 شناسایی در آمد. وی دوران 18 ماه حضور در جبهه را گذراند و در عملیات های بسیاری از جمله رقابیه ، فتح المبین و ... شرکت نمود. وی در خانواده ای مذهبی و محبوب بود و مورد علاقه ی همه اقوام و هم دوستانش بود . سرانجام با شرکت در عملیات بیت المقدس در هفدهمین روز از اردیبهشت ماه 1361 در سن 21 سالگی به درجه ی رفیع شهادت نائل گردید.


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده