یادها و خاطره ها
در ماه محرم و ماه مبارک رمضان اشخاص روحانی برای تبلیغات مذهبی به روستای ما می آمدند و در منزل پدر بزرگ من اقامت می کردند. این گونه مواقع فرصت خوبی بود تا ما به مسجد برویم و از روحانی اونجا درباره ی نماز سؤال هایی بپرسیم...

نوید شاهد ایلام

اهمیت دادن به مسائل مذهبی
سرهنگ پاسدار علی ارغوانی، هم مدرسه ای و همرزم شهید پیرنیا، درباره ی این شهید می گوید: «من و محمود پیرنیا در روستای قلعه جوق زندگی می کردیم و با هم در مدرسه ی روستا درس می خواندیم. اگر چه یکی،دو سالی با هم اختلاف سن داشتیم؛ یعنی من پایه چهارم و ایشان پایه دوم ابتدایی بود، ولی با هم رفیق بودیم. هنوز در دوره ی ابتدایی درس می خواندیم و سن و سال زیادی هم نداشتیم که به خواندن نماز علاقمند شدیم. البته این ایجاد علاقه در من به واسطه ی تشویق های محمود بود. در ماه محرم و ماه مبارک رمضان اشخاص روحانی برای تبلیغات مذهبی به روستای ما می آمدند و در منزل پدر بزرگ من اقامت می کردند. این گونه مواقع فرصت خوبی بود تا ما به مسجد برویم و از روحانی اونجا درباره ی نماز سؤال هایی بپرسیم.
 یک سال از روحانی ای که به روستای ما آمده بود، درخواست کردیم که قرائت نماز ما را گوش کند. آن روحانی، پس از این که از صحیح بودن قرائت نماز ما مطمئن شد، به ما توصیه کرد، طرز غسل کردن را هم یاد بگیریم. همان سال با موافقت والدین خود روزه گرفتیم. هر سال در دهه ی اول ماه محرم، مراسم عزاداری در روستا برگزار می کردیم که محمود در این کار پیش گام بود. آن چه می خواهم بگویم این است که محمود از همان دوران کودکی به مسایل مذهبی و انجام فرایض دینی علاقمند بود.

مروری بر زندگینامه شهید محمود پیرنیا: شهید محمود در خانواده ای دینی و مذهبی و معتقد به آداب اسلامی در سال 1344 در روستای قلعه جوق دیده به جهان گشود وی تحصیلاتش را تا دوم راهنمایی ادامه داد و با توجه به اشتیاق وافرش به جبهه و جنگ با عضویت در سپاه پاسداران به ندای امامش لبیک گفت. وی در عملیاتهای مختلف لشکر11 حضرت امیر(ع) در محورهای چنگوله ،مهران، کردستان و از جمله والفجر3، والفجر5، کربلای10، نصر4، کربلای یک و... همچنین در مناطق میمک و سومار همراه بچه های تیپ نبی اکرم شرکت نموده و چندین بار مجروح گردید.
سرانجام در هفتمین روز از  خردادماه 1367 به همراه شهیدان علی بسطامی و غلام رضایی نژاد در جبهه مهران در حین شناسایی به علت برخورد با مین والمری لباس سرخ شهادت را برتن کردند و شربت شیرین شهادت را با اشتیاق نوشیدند و به خیل شهیدان همرزمش پیوستند، پیکر پاکش پس از تشییع باشکوه در میان اندوه و ماتم در مزار شهدای علی صالح (ع) به خاک سپرده شد.روحشان شاد.

منبع : اداره هنری، اسناد و انتشارات - معاونت فرهنگی آموزشی- بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده