یادها و خاطره ها
شهید شعبانی در واپسین ماه های جنگ تحمیلی، سمت مسئولیت بازرسی گردان را بر عهده داشت. او در بیست و نهمین روز از خردادماه۱۳۶۷ در حین درگیری با منافقین بر اثر اصابت ترکش از ناحیه سر که منجر به جدا شدن سر از پیکرش شد، به شهادت رسید و به این سان به آرزویی که قبلاً داشته بود، دست یافت؛ زیرا در دست نوشته ای که از او به جای مانده، چنین نوشته است: خدایا! بدنم را آن چنان قطعه قطعه کن که هر قطعه ای از آن، کفاره ای باشد بر گناهانم...

نوید شاهد ایلام

همرزم و برادر همسر شهید شعبانی، ماجرای شهادت شهید شعبانی را چنین بیان می کند: «دشمن در سال ۱۳۶۷ قصد داشت به شهر مهران هجوم کند. نیروهای ما در منطقه ی مهران مستقر بودند. دشمن، شبانه تهاجمش را آغاز کرد. آتشباری دشمن تا صبح ادامه داشت. محسن کریمی، علیمرد شعبانی، فردین، من و نعمان غلامی در یک سنگر بودیم. حدود ساعت یک بعد از نیمه شب، نعمان غلامی رو به ما کرد و گفت: "شما چند نفر، از یک خانواده این جا هستید! همگی به قرارگاه برگردید! فقط محسن پیش من بماند.” شعبانی قبول نکرد که برگردد و تا ساعت ۱۱ صبح روز بعد در خط حضور داشت. زمانی که کل محورِ لشکر عقب نشینی کرد، علیمرد شعبانی به همراه هفده نفر از همراهانش در مسیر برگشت به طرف مهران، در سه راه امام زاده سید حسن (ع) با گروهی از منافقین برخورد کردند و متأسفانه او و همراهانش به وسیله ی منافقین به شهادت رسیدند. پیکرهای شهدا در منطقه ی درگیری باقیماند تا این که محسن کریمی و نعمان غلامی و تعداد دیگری از نیروهای اطلاعات عملیات تصمیم گرفتند که پیکرها را برگردانند؛ کار ساده ای نبود؛ زیرا نیروهای خودی می بایستی به داخل خاک دشمن نفوذ می کردند. سرانجام پس از گذشت هشت روز، با تلاش محسن کریمی و نعمان غلامی، پیکرها به پشت خط منتقل و سپس در جوار امام زاده علی ابن صالح(ع) به خاک سپرده شدند.»

شهید شعبانی در واپسین ماه های جنگ تحمیلی، سمت مسئولیت بازرسی گردان را بر عهده داشت. او در بیست و نهمین روز از خردادماه۱۳۶۷ در حین درگیری با منافقین بر اثر اصابت ترکش از ناحیه سر که منجر به جدا شدن سر از پیکرش شد، به شهادت رسید و به این سان به آرزویی که قبلاً داشته بود، دست یافت؛ زیرا در دست نوشته ای که از او به جای مانده، چنین نوشته است: خدایا! بدنم را آن چنان قطعه قطعه کن که هر قطعه ای از آن، کفاره ای باشد بر گناهانم.

 شهید علیمرد شعبانی فرزند صالح در دومین روز از دی ماه 1343 در بخش صالح آباد از توابع شهرستان ایلام دیده به جهان گشود تا مقطع دیپلم تحصیل نموده بود وبعد از آن به عنوان پاسدار در لشکر حضرت امیر به عنوان مسئول بازرسی گردان مشغول به خدمت شد و در بیست و نهمین روز از خرداد ماه سال 67 درعملیات چلچراغ توسط منافقین کوردل در منطقه چنگوله سرش از بدنش جدا شد و به خیل دیگر شهدای نظامی پیوست مزار این شهید گرانقدر در جوار امامزاده علی صالح(ع) می باشد از این شهید گرانقدر 1فرزند پسر و1 فرزند دختر به یادگار مانده است.


منبع : اداره هنری، اسناد و انتشارات - معاونت فرهنگی آموزشی- بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده