شهید سلمان بارانی در وصیت نامه خویش چنین می نویسد
رادرانم ! من خود نيز با شناخت كامل و بنا به وظيفه و مسئوليت خطير دفاع از ميهن اسلامى اين طريق را انتخاب نمودم و اكنون كه خصم زبون با همه امكانات پا به عرصه ستيز نهاده بر همه ما تكليف است كه به نداى امام عزيز لبيك گوئيم و با حضور در ميادين نبرد به دشمن هجوم آوريم و فرصت ندهيم...

نوید شاهد ایلام

وصیت نامه شهید سلمان بارانی

سلام بر مهدى (عج) آخرين ذخيره الهى و منتظرانش
سپاس خداى را كه به ما توفيق شركت در جبهه عنايت نمود تا همدوش با فرزندان امت اسلامى به نداى مظلوميت حسين عزيز لبيك گوييم .
خداوندا تو را سپاس  كه علم خونين بزرگ پرچمدار توحيد مولاى متقيان را زينت‌بخش جامعه اسلامى ما نمودى.
بارالها تو را حمد و ثناى كه خلعت گرانبهاى شهادت را از تن ابرمرد  حماسه خون و قيام حسين‌بن‌على(ع) زيبنده قامت ما نمودى .
برادرانم ! من خود نيز با شناخت كامل و بنا به وظيفه و مسئوليت خطير دفاع از ميهن اسلامى اين طريق را انتخاب نمودم و اكنون كه خصم زبون با همه امكانات پا به عرصه ستيز نهاده بر همه ما تكليف است كه به نداى امام عزيز لبيك گوئيم و با حضور در ميادين نبرد به دشمن هجوم آوريم و فرصت ندهيم .
مواظب كارهايتان باشيد مبادا دل امام زمان را به درد بياوريد .
امام را تنها نگذاريد .
خواهرانم ! زينب (س) را الگوى خود قرار دهيد و صبر و شكيبائى داشته باشيد و در پايان از همه برادران و خواهران  ، اقوام و دوستان تمنا دارم كه اين بنده حقير را حلاليت نمائيد.
 
نگاهی به زندگینامه شهید سلمان بارانی
شهید سلمان بارانی در سال 1345در خانواده ای متدین در یکی از روستاهای شهرستان مهران به دنیا آمد چون از نعمت پدر محروم گشت در دامن پر مهر ومحبت مادر تربیت یافت تا اینکه پس از چندی مادرش را نیز از دست داد. در کنار سایر برادرانش روزگار را می گذراندند. از همان اوان جوانی غیرت ومردانگی او را واداشت تا به دفاع از حریم میهن اسلامی بپردازد و به صورت یک بسیجی جان برکف در کنار رزمندگان اسلام به دفاع از میهن بپردازد. در سال 1363 به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و بعد از آن به عنوان پاسدار افتخاری همدوش دیگر رزمندگان بعنوان دوشگاهی به مصاف با کافران بعثی پرداخت وی دارای روحیه بسیار شادی بود و همیشه به طبقات محروم جامعه کمک می کرد تا اینکه در بیست و نهمین روز از خرداد ماه 67 در تهاجم قوای بعث و منافقین کور دل به مهران همگام با دیگر همرزمانش شجاعانه جنگیدند و به آرزوی دیرینه اش که همان شهادت بود نائل گشت.

منبع : اداره هنری، اسناد و انتشارات - معاونت فرهنگی آموزشی- بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده