احمد زارعی همرزم شهید، از شجاعت و رشادت های شهید محمد کرمی فرمانده گروهان چنین می گوید
ما از نظر تجهیزات و امکانات نظامی نسبت به دشمن خیلی امکانات کمتری داشتیم در نقطه ای از جاده پلی بود در دو طرف کانال آبی که جهت کشاورزی آن زمان مردم مهران مورد استفاده قرار می گرفت بچه ها در داخل آن کانال موضع گرفته بودند، آتش تهیه دشمن هر لحظه بر روی رزمندگان زیادتر می شد...

نوید شاهد ایلام

جنگ شهید کرمی با هلیکوپتر یک صحنۀ دیدنی بود
سال شصت و پنج زمانی که مهران سقوط کرد برای جلوگیری از پیشروی دشمن تعدادی از واحدهای مستقر در خط پدافند در منطقه عملیاتی والفجر 5 آماده شدند یکی از افرادی که مأمور به آن منطقه شد ، شهید کرمی بود که با نیروهای تحت امرش وارد منطقه شدند و در مقابل خط دشمن نیروهایش را آرایش داد و مستقر شد، ما از نظر امکانات نظامی همچون توپ و تانک در مضیقه بودیم نیروهایی که آمده بودند، جلوی پیشروی دشمن را بگیرند روی جاده ارتفاعی مهران و دهلران در سه راهی صاحب الزمان(عج) مستقر بودند ما از نظر تجهیزات و امکانات نظامی نسبت به دشمن خیلی امکانات کمتری داشتیم در نقطه ای از جاده پلی بود در دو طرف کانال آبی که جهت کشاورزی آن زمان مردم مهران مورد استفاده قرار  می گرفت بچه ها در داخل آن کانال موضع گرفته بودند، آتش تهیه دشمن هر لحظه بر روی رزمندگان زیادتر می شد در هوا هم هیلکوپترهای دشمن بر روی ارتفاع ارایش گرفته بودند و به شدت بچه ها را مورد اصابت قرار می دادند تا جایی که ما متوجه شدیم در کانالی که آب از آن می گذشت حالا رودی از خون جریان داشت. بچه هایی که شهید یا مجروح می شدند در داخل کانال بودند بطوری که وقتی بچه ها آن گستره خونین را دیدند به حالت ضعف می افتادند یکی از افرادی که واقعاً در این درگیری زحمت زیادی کشید شهید کرمی بود.
او خیلی به موقع وارد عمل شدند یکی از هلیکوپترهای دشمن حسابی توان و استقامت بچه ها را از بین برده تا تانکی هم در کنار یکی از خاکریزها قرار داشت شهید کرمی گفت: می خواهم با این هلیکوپتر در بیافتم یا او را از کار می اندازم یا مرا از بین می برد با آن لهجۀ شیرین لری که هرگز لحظه لبخند از لبانش دور نمی شد ادامه داد: حالا ببینید مادر چه کسی پسر زاییده . بالای خاکریز رفت و یک گلوله آر پی جی شلیک کرد هلیکوپتر چرخی زد و دوباره روی سرمان آمد شهید کرمی چند تا کلوله دیگر از آرپی جی شلیک کرد. واقعاً جنک شهید کرمی با آن هلیکوپتر یک صحنه دیدنی بود و بعد از این که پیاپی چند گلوله دیگر شلیک کرد هلیکوپتر ناپدید شد از آن لحظه به بعد ما از لحاظ هوایی در امان بودیم و هلیکوپتر دشمن نیز دیگر جرأت نکرد به موضع ما نزدیک شود بچه ها سازمان گرفتند تمام شهدا و مجروحین را پشت خط انتقال دادیم تا روز بعد که نبرد ادامه داشت گروهان شهید کرمی یکی از ان گروهان هایی بود که به مقاومت خود ادامه دادند.
راوی : احمد رضا زارعی – همرزم

نگاهی به زندگینامه شهید محمد کرمی

شهید محمد کرمی در سپیده دم سال 1342 هنگامی که فضای سیاسی حاکم مصادف با حلول خورشید با برکت وجود امام خمینی (ره) در کوچه های خاکی قم بود. قدم به عرصه گیتی نهاد. پدرش از مردمان ساده و صمیمی روستای هزارانی بود که در شهرستان آبدانان به علت مهاجرت خانواده اش به خوزستان دوران کودکی را در هجران گذراند. او جوانی رشید، دلاور ، بی باک و مؤمنی متواضع بود که همزمان با آغاز جنگ تحمیلی در آبان ماه سال 1359 از طریق سپاه خوزستان به جبهه ها اعزام گردید. که در سال 1362 به سپاه ایلام منتقل و به عضویت رسمی سپاه درآمد. بارها در گردان 505 محرم حماسه آفرید. ایشان فردی مستعد بوده که در کنکور سال 66 در رشته خلبانی قبول گردید، اما به علت مصلحت و اصرار فرماندهان ، منصرف شد.
شهید در سال 64 در مهران شدیداً مجروح شده و بار دیگر در عملیات نصر4 در منطقه عملیاتی کردستان به شدت آسیب دید، او در عملیاتهای متعددی همچون فتح المبین، والفجر1، کربلای 10، کربلای 16 و ... شرکت نمود تا اینکه در سپیده دم سیمین روز از آبان ماه1366 روح بلندش بر مرتفع ترین قلل مه آلود کردستان در عملیات غرور آفرین نصر8 در سمت فرمانده گروهان همپای ملائک به اهتزاز درامد و تولدی دوباره یافت. مزار این شهید والامقام در زادگاهش شهرستان آبدانان می باشد. روحشان شاد

منبع : اداره اسناد و انتشارات- معاونت فرهنگی آموزشی - بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده