سرهنگ پاسدار کریم نرگسی درباره ی شهادت علیمرد مهرداد چنین می گوید...
ماشین تویوتا را از علیمرد مهرداد گرفتم و گفتم: باید به خط بروم. همراه آقای غیاثی، مسئول آتشبار، به طرف خط راه افتادم؛ مهرداد را دیدم که پشت سرمان می دوید. صدایمان کرد و گفت: “من هم می آیم.” راه افتادیم تا به نزدیک نیروهای خودی که به طرف جاده ی آسفالته مهران- دهلران در حال حرکت بودند، رسیدیم. تانک های دشمن، روی جاده ی آسفالته، اجرای آتش می کردند...
نوید شاهد ایلام

سرهنگ پاسدار کریم نرگسی درباره ی شهادت علیمرد مهرداد چنین می گوید: صبح روزی را که شهادتش رقم خورد، فراموش نمی کنم. آن روز در مقر توپخانه ی لشکر، برای نماز بیدار شدم. مهرداد را هم بیدارکردم؛ کمی دیر بیدار شد و اگر اشتباه نکنم گفت: "بدنم کوفته شده.”مقداری بدنش را ماساژ دادم، زیر پیراهن قرمز رنگی به تن داشت. بیدار شد و نماز خواند. ظهر آن روز دیده بانان توپخانه تماس گرفتند و گفتند: نیروهای خودی در حال عقب نشینی هستند و ما هم هر چه درخواست آتش می کنیم، واحد توپخانه جواب نمی دهد. ماشین تویوتا را از علیمرد مهرداد گرفتم و گفتم: باید به خط بروم. همراه آقای غیاثی، مسئول آتشبار، به طرف خط راه افتادم؛ مهرداد را دیدم که پشت سرمان می دوید. صدایمان کرد و گفت: "من هم می آیم.” راه افتادیم تا به نزدیک نیروهای خودی که به طرف جاده ی آسفالته مهران- دهلران در حال حرکت بودند، رسیدیم. تانک های دشمن، روی جاده ی آسفالته، اجرای آتش می کردند و ما از این حیث به شدت تهدید می شدیم. به مهرداد گفتم: بی فایده است، برگردیم. موقع برگشتن، مقداری سیم فلزی، زیر ماشین جمع شد و به بدنه ی خودرو پیچید. مهرداد با آن شهامت همیشگی اش از ماشین پیاده شد و به من که پشت فرمان بودم، گفت: "شما دنده عقب برو! من هم سرسیم را می گیرم و به جلو می کشم.” همین کار را کرد و حلقه های سیم باز شد. چندمتری جلوتر رفتیم؛ ناگهان موجی از انفجار و آتش، ماشین را در برگرفت؛ به طوری که سقف ماشین از جا کنده شد. آقای غیاثی که وسط ما نشسته بود، فریاد زد: "دستم زخمی شد!” گفتم: هر طور شده، شما را به اورژانس می رسانم. ببین علیمرد چطور است! متوجه شدم علیمرد مهرداد، بدون هیچ سروصدایی، سرش روی شانه ی غیاثی افتاده است. او را به اورژانس رساندم؛ زیرپیراهن سرخش، غرق خون بود. علیمرد این چنین، نستوه، آرام و خرسند به شهادت رسید.»

نگاهی به زندگینامه سردار شهید علیمرد مهرداد جانشین بازرسی لشکر 11 حضرت امیر(ع)

شهید علیمرد مهرداد فرزند امین در سومین روز از دیماه 1344 در خانواده ای متدین و مستضعف در روستای ساهرگ از توابع بخش صالح آباد مهران دیده به جهان گشود . و تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در شهر ایلام به انجام رسانید  آغاز جنگ تحیملی عراق علیه ایران همزمان با ورود او به دبیرستان بود و این انگیزه ای بود بر دفاع از میهن اسلامی و کسب معلومات نظامی که در طی آن استعداد شگرف شهید نمایان گشت شهید علیمرد مهرداد در عملیاتهای گوناگونی چون والفجر (1و3و5 و10) و نصر(4و8) شرکت داشت وصحنه هایی شگفت از رشادتها و شجاعتهای خود را به یادگار گذاشت وی نه تنها قائم مقام لشگر 11 امیرالمومنین (ع) بود بلکه از قهرمانان میدان رزم و شهامت به شمار می آمد .سرانجام این شیر مرد عرصه کارزار در سومین روز از تیرماه 1367 در منطقه عمومی مهران هنگام تعقیب منافقین کوردل بر اثر اصابت ترکش خمپاره به وصال دوست شتافت. مزار این شهید گرانقدر در گلزار شهدای علی صالح (ع) قرار دارد .

منبع : اداره هنری، اسناد و انتشارات - معاونت فرهنگی آموزشی- بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده