وصیت نامه سردار جاویدالاثر شهید حمزه چناری،سردار غریب جبهه ها پرنده بی آشیان+ اصل وصیت نامه
اگر با بدن لهیده و دست و پای قطع شده‌ام مواجه شدید، بدانید که از شهید مظلوم بهشتی عزیزتر نبوده‌ام. اگر با بدن سوخته‌ام مواجه شدید، بدانید که در نزد خدا از شهید رجایی و باهنر عزیزتر نبوده‌ام و اگر جنازه‌ام پیدا نشد و در بیابان و کوهستان به جای ماند بدانید امانتداری شما در نزد خداوند بهتر مقبول افتاده...

به گزارش نوید شاهد ایلام ، چند جمله ای به عنوان وصیت نامه، بسم الله الرحمن الرحیم،رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ کَفِّرْ عَنَّا سَیِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ بار خدایا گناهان ما را بیامرز و بدی‌های ما را بپوشان و ما را با نیکان محشور بگردان.
با درود و سلام به تمام عزیزانی که جز رضای خدا و خشنودی امام زمان (عج الله) عملی انجام نداده و نمی‌دهند، ای خدای بزرگ، سه چیز از درگاه بی‌نیازت می‌خواهم:
  ۱- به تمام مؤمنین توفیقی ده که تا آخر عمر افرادی باشند مفید برای اسلام عزیز

 ۲- ای خداوند سبحان، ظهور  حضرت مهدی(عج الله)، را برای نابود کردن ظلم و ستم و هدایت کردن مومنین برای تقرب به در گاهت و برای نابود کردن منافقین و مفسدین و برای بر پایی حکومت جهانی اسلام تعجیل فرما

3-
الهی به من ضعیف و معصیت کار، توفیقی ده تا بتوانم انتقام خون شهداء را البته نه برای احساساتم و هوای نفسم بلکه برای رضایی تو، از دشمنان اسلام بگیرم و به من ضعیف بخششی عطاء فرما تا در راه اسلام مقدس تو شهد شهادت نوشم.
و اما ای جامعۀ اسلامی، مسلمانان ایران، ای مسلمانان جهان، ای عاشقان مهدی(عج الله)،از شما می‌خواهم که همیشه در خط اسلام و مرجعیت و رهبریت امام عزیز خمینی کبیر باشید، بدانید که امروزه در حالت آزمایش عظیم الهی قرار گرفته‌اید. بدانید و هوشیار باشید که منافقین و مفسدین، در بین شما رخنه نکنند.
افراد ریاست طلب و فرصت طلب را بشناسید و آنان که فرهنگ آمریکایی در مغزشان فرو رفته است را ارشاد کنید، چنانچه ساخته شدند و ان‌شاء الله در رحمت الهی به روی بندگانش باز است و در غیر این صورت اشداء علی الکفار آنها را مجال پایداری ندهید.
شما را به خون شهداء قسم می‌دهم که امام عزیز را فراموش نکنید،مخلصانه‌تر و صادقانه‌تر و بدون انحراف ادامه دهید، مواظب باشید که عملمان خدایی نکرده طوری نباشد که «خسر الدنیا و الاخرة شویم. مواظب باشید افرادی با چهره‌های 100 در صد ضد اسلامی در میان شما نفوذ نکنند که ممکن است خدایی نکرده فاجعه به وجود آورند و راه خود را با قدرت الهی و تعهد به اسلام بزرگ و قوت ایمانی و روحی ادامه دهید و به هیچ چیز الا مصالح اسلام و مسلمین فکر نکنید. چرا که در این صورت خداوند با شماست.
و اما سخنی با خانواده‌ام، پدر عزیزم، مادر مهربانم، برادران و خواهران گرامی‌ام به عنوان کسی که ممکن است از او خوبی ندیده باشید می‌خواهم که مرا حلال کنید. چنانچه شهید شدم برای امام حسین (ع) گریه کنید. بدانید در مقابل خونی که موقعی که مجروح شده‌ام، از شهید تدین در آن موقع به من تزریق شده بود مسئول بودم و لذا باید به جبهه می‌رفتم و دین خود را به اسلام ادا می‌کردم. اگر شهید شدم و جنازه‌ام به دستان رسید، می دانم در آن موقع دلتان شکسته است؛ می‌خواهم در آن حال فقط برای امام عزیزمان و پیروزی رزمندگان مان و فرج آقا امام زمان (عج الله) و آزادی اسرا دعا کنید. اگر با بدن لهیده و دست و پای قطع شده‌ام مواجه شدید، بدانید که از شهید مظلوم بهشتی عزیزتر نبوده‌ام.
اگر با بدن سوخته‌ام مواجه شدید، بدانید که در نزد خدا از شهید رجایی و باهنر عزیزتر نبوده‌ام و اگر جنازه‌ام پیدا نشد و در بیابان و کوهستان به جای ماند بدانید امانتداری شما در نزد خداوند بهتر مقبول افتاده. در خاتمه از دوستان و آشنایان حلالیت می‌طلبم و از همه طلب بخشش دارم و ضمناً برادرانم به درس خود ادامه دهند. همین طور که تا کنون از مساجد فاصله نگرفته‌اید،ان‌شاءالله فاصله نگیرید.
والسلام - در ضمن حدود سی روز روزه قضا دارم و از طرفم 1500 تومان از پولی که در بانک دارم  به سپاه ایلام پرداخت کنید .
25 خرداد 1363
وصیت نامه سردار جاویدالاثر شهید حمزه چناری فرمانده محور عملیاتی لشکر 11 امیرالمؤمنین (ع)
وصیت نامه سردار جاویدالاثر شهید حمزه چناری فرمانده محور عملیاتی لشکر 11 امیرالمؤمنین (ع)
وصیت نامه سردار جاویدالاثر شهید حمزه چناری فرمانده محور عملیاتی لشکر 11 امیرالمؤمنین (ع)
وصیت نامه سردار جاویدالاثر شهید حمزه چناری فرمانده محور عملیاتی لشکر 11 امیرالمؤمنین (ع)

نگاهی به زندگینامه شهيد حمزه چناري فرمانده محمور عملیاتی لشکر 11 امیرالمؤمنین(ع)
شهيد حمزه چناري فرزند محسن در سال 1345 در بغداد و در خانواده اي شيعه و محب اهل بيت به دنيا آمد. پس از مراجعت به ايران به تحصيل ادامه داد. در دوران سوم راهنمايي به عضويت يگان سپاه در آمد و از اين طريق مانند پدر و ديگر برادرانش عازم جبهه شد .
وي در جبهه هاي مختلف غرب (كردستان ، مهران و ...) به مبارزه عليه باطل پرداخت و يادگارهايي را از جنگ برداشت اما دست از مبارزه برنداشت تا اينكه در 19 تیرماه 1364 و در سن 19 سالگي در منطقه جنگی چنگوله مهران جهت گشت به منطقه رفته و  مفقودالاثر گردیدند. بعضی شواهد حکایت از اسارت نامبرده در دست رژیم بعث عراق موجود است. لازم به ذکر است یک برادر ایشان به نام جعفر چناری در 24 شهریور 1364 به عنوان فرمانده گردان در چنگوله به شهادت رسیده است.
برای آزادی اسرا دعا کنید
**روحشان شاد و راهشان پررهرو **
منبع اداره هنری، اسناد و انتشارات- معاونت فرهنگی آموزشی - بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام                                                                                                             
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده