خاطراتی از زبان همرزمان شهید آقابیگی
شهید آقابیگی راستگو و درستكار بود و موضوعی را كتمان نمي كرد؛ حتي اگر به ضرر او يا دوستانش بود؛ بسيار خوش اخلاق و خنده رو بود؛ بين همرزمانش از محبوبيت خاصي برخوردار بود تا آنجا که به او "معلم اخلاق" مي گفتند.
به گزارش نوید شاهد ایلام، شهید منصور آقابیگی، فرزند نورمحمد، سال ۱۳۳۴ در روستای حسن گاوداری از توابع شهرستان سیروان به دنیا آمد. در سن هفت سالگی در زادگاهش وارد مدرسه شد و تحصیلاتش را تا پایان دوره ی اول متوسطه دنبال کرد. پس از آن به خدمت سربازی رفت و دوران سربازی را به پایان برد. بعد از اتمام خدمت سربازی، به زادگاهش برگشت و به کار کشاورزی پرداخت.
در این ایام ازدواج کرد که ثمره ی این ازدواج پنج فرزند است.ایشان دوباره به عضویت سپاه درآمد و بعنوان پاسدار رسمی مسئولیت های بسیاری برعهده گرفت از جمله مسئولیت تدارکات سپاه، سرانجام در  ششمین روز از شهریورماه سال 67 در اثر انفجار انبار مهمات ششدار به شهادت رسید . مزار شهید در صالح آباد قرار دارد.
 


خاطره هایی از زبان همرزمان شهید منصور آقابیگی:

توان مدیریتی
عبدالعباس محمدی، فرمانده وقت آماد و پشتيباني سپاه ايلام در دفاع مقدس می گوید: «آقابيگي از نيروهاي ستادي عملياتي سپاه ايلام بود. در سال ۱۳۶۳ که من فرماندهی پشتيباني (لجستيك) سپاه را بر عهده داشتم، ایشان به یگان ما معرفی شد. در اولین جلسه از توان مسئولیتی اش سؤال کردم. با خوش رويي و اعتماد به نفس گفت: "هر مسئولیتی به من داده شود آماده ی خدمت هستم.” قرار شد بعد از ۲۴ ساعت مسئولیتش مشخص شود. یگان پشتيباني از بخش های مختلفي چون تسليحات و مهمات، ترابري و تعميرات، سر جمع داري و آمار، خدمات، تغذيه و … تشكيل شده بود. آقابيگي به عنوان مسئول سرجمع داري و آمارِ اموال سپاه منصوب شد و به مدت دو هفته برای گذراندن دوره ی آموزشی به پايگاه بلال در تهران اعزام شد.
در مدت سه ماه، توانست آمار دقيقي از اموال مصرفي و غير مصرفي در مركز استان و شهرستان هاي تابعه را به دست آورد. هدف از این کار آن بود تا بتوانیم از هدر رفتن بيت المال جلوگيري كنيم. شهید آقابيگي با طرح خاصي كه ايجاد كرده بود، توانست در مدت شش ماه از شروع فعاليتش، آمار اقلام تمام واحدها، پايگاه ها و پاسگاه ها را در دفترچه هاي مخصوصي ثبت كند و سهميه ی هر قسمت را بر اساس نيازهايشان مشخص نماید. پس از آن كه کارهای مربوط به سرجمع داري سر و سامان گرفت، به آقابيگي پيشنهاد دادم كه با حفظ سمتِ سرجمع داري، مسئولیت جانشيني پشتيباني را بر عهده بگیرد.
در سال ۱۳۶۵، كه ايشان جانشين آماد و پشتيباني(لجستيك) بود، سپاه پاسداران گرداني به نام گردان قائم تشكيل داد و اين گردان را در منطقه ی مهران مستقر کرد. آقابيگي در تشكيل و استقرار اين گردان نقشی به سزا بر عهده داشت.»


احساس مسئولیت
سرهنگ پاسدار علیزمان نصراللهی در خصوص شهید منصور آقابیگی می گوید: «اوايل سال ۱۳۶۷ شايع شده بود، منافقين قصد دارند حمله کنند. بنابراین نيروهای سپاه در آماده باش كامل بودند. یک شب به علت كارهاي زياد روزانه، از شدت خستگی خوابیده بودیم. شهید آقابيگي ساعت هاي ۲ یا ۳ نیمه شب، مرا بيدار كرد و گفت: "برادر نصرالهي! الان چه وقت خواب است؟ مردم امنيت خودشان را به دست ما سپرده اند و به اميد ما شب را خوابيده اند. اگر ما هم بخوابيم، پس تكليف جنگ چه می شود؟ بیدار شو و ساير نیروها را هم بيدار كن، تا اگر اتفاقی افتاد بتوانیم دفاع کنیم.»

اهمیت به نماز و اخلاص در کار
عبدالعباس محمدی همرزم شهید آقابیگی می گوید: «آقابیگی هميشه چند دقيقه قبل از اذان، نیروها را به اقامه ی نماز جماعت دعوت می کرد و بیش تر مواقع خود ايشان پيش نماز می شد.
هنگامی که نیروها در حالت آماده باش بودند از او مي خواستم تا در دفتر كار من استراحت کند، اما قبول نمي كرد. تکه موکتی داشت كه شب ها روي آن مي خوابيد. بعدها متوجه شدم که نیمه های شب، برای این که کسی متوجه نشود، موکت را برمی دارد و در گوشه اي نماز شب می خواند؛ انساني مخلص و بی تكبر بود؛ بعضي اوقات كار نظافت را انجام می داد؛ راستگو و درستكار بود و موضوعی را كتمان نمي كرد؛ حتي اگر به ضرر خود يا دوستانش مي بود؛ بسيار خوش اخلاق و خنده رو بود؛ بين همرزمانش از محبوبيت خاصي برخوردار بود؛ به او "معلم اخلاق" مي گفتند.»

منبع: اداره اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده