شهید شنبه ای زمانی که دشمن، غافلگیرانه مناطق مرزی مهران را مورد تهاجم قرار داد، خود، پشت قبضه ی خمپاره انداز قرار گرفت و به سمت دشمن آتش گشود. این حرکت از جانب شخصی که سمت فرماندهی را داشت سبب شد تا نیروها بدون ترس در کنار او به دفاع بپردازند؛ او فرماندهی بود که بر دل ها فرماندهی می کرد.
به گزارش نوید شاهد ایلام، شهید روح اله شنبه ای فرزند علی اکبر، سال 1336 در ایلام به دنیا آمد. دوره ابتدایی را در مدرسه توحید (کورش سابق) به پایان رساند. آنگاه وارد مدرسه راهنمایی ترویج ایلام شد. پس از اتمام دوره راهنمایی به دبیرستان رازی رفت و در سال1354 موفق به اخذ مدرک دیپلم گردید. سپس در آموزشکده ترویج کشاورزی ایلام، وابسته به دانشکده کشاورزی کرمانشاه پذیرفته شد. ادامه تحصیل وی در کرمانشاه با پیروزی انقلاب اسلامی مصادف گشت که وی ترجیح داد در کمیته انقلاب اسلامی مشغول فعالیت شود. از آن جا که در خانواده ای مذهبی تربیت شده بود، در محافل قرآنی و دینی حضور می یافت؛ از جمله در مسجد امام حسین(ع)، واقع در محله ی شادآباد ایلام، به فعالیت های مذهبی می پرداخت. با آغاز راهپیمای های مردم برای به ثمر رساندن انقلاب اسلامی، در فعالیت های سیاسی شرکت می کرد و اعلامیه ها و عکس های امام خمینی(ره) را مخفیانه در بین مردم توزیع می نمود.شهید شنبه ای در حالی که 22 سال سن داشت به عضویت شورای فرماندهی سپاه ایلام و نیز فرمانده واحد اطلاعات  عملیات سپاه پاسداران ایلام منصوب گردید. هنوز جنگ تحمیلی به طور رسمی شروع نشده بود که شنبه ای عازم مهران شد. زیرا دشمن در منطقه ی مرزی مهران تحرکاتی را آغاز و منطقه ناامن شده بود.
سر انجام بعد از نبردهاي قهرمانانه و فعاليتهاي شبانه روزي در بيستم شهريور ماه 59 در منطقه ي بهرام آباد مهران بر اثر اصابت تركش به ناحيه گردن دعوت حق را لبيك گفت و به دیدار معبود خویش شتافت. مزار این شهید گرانقدر در جوار امامزاده علی صالح(ع) قرار دارد.

فرماندهی که بر دلها فرماندهی می کرد


خاطره هایی از زبان همرزمان شهید
سرهنگ پاسدار محمدتقی قاسمی می گوید: «روح الله شنبه ای از جمله کسانی است که در ایجاد و شکل گیری سپاه پاسداران در استان ایلام نقشی کلیدی داشت. پیش از آن که جنگ تحمیلی آغاز شود با تشکیل کلاس های عقیدتی شامل تفسیر قرآن، تفسیر نهج البلاغه و بحث در خصوص مسایل سیاسی، سعی در تقویت بنیان های عقیدتی اعضای سپاه استان داشت. او معتقد بود نود درصد فعالیت های سپاه، باید صرف موضوعات عقیدتی و سیاسی شود و فقط ده درصد متوجه جبهه و جنگ باشد. البته آن زمان که این بحث ها را مطرح می کرد، ما آن چنان متوجه نبودیم. اکنون که سال ها از گفته های ایشان می گذرد، به این نکته پی می برم که چه قدر گفته های ایشان درست از آب درآمد. زیرا دریافتیم که این «عقیده و ایمان» بود که در جبهه ها می جنگید نه سلاح!
اولین فرمانده شهید سپاه پاسداران
روح الله شنبه ای، اولین فرمانده شهید سپاه پاسداران در ایران است که پیش از شروع رسمی جنگ تحمیلی به شهادت رسید. این که می گویم پیش از شروع رسمی جنگ تحمیلی به شهادت رسید، دلیلش این است که رسانه ها شروع جنگ تحمیلی را 31 شهریورماه1359 اعلام کردند، در حالی که روح الله شنبه ای در بیستم شهریورماه آن سال در خط مقدم و در میدان جنگ به شهادت رسید. لذا اگر بگوییم که ایشان اولین فرمانده شهید جنگ تحمیلی است، سخنی به گزاف نگفته ایم.
شنبه ای انسانی به غایت عاطفی بود. به عنوان مثال قبل از شروع جنگ تحمیلی، بعضی مواقع عده ای از اشخاص به سپاه مراجعه می کردند و تقاضاهایی مثلاً از شهرداری یا آموزش و پرورش و یا نهادهای دیگر داشتند که پاسخگویی به تقاضاهایشان جزء وظایف اصلی سپاه نبود، زیرا وظیفه ی سپاه به عنوان یک نهاد نظامی، تأمین امنیت کشور در برابر تهدید دشمن بود. با این حال، شنبه ای دست رد به سینه ی کسی نمی زد و می کوشید تا از طریق ارتباط با نهادهای ذیربط، مشکل متقاضی را برطرف کند. او می گفت: "درست است که برطرف کردن مشکلات روزمره مردم در حوزه ی وظایف سپاه نیست؛ اکنون که پس از قرن ها حکومت اسلامی در ایران ایجاد شده است، بگذارید با حل کردن مشکلات مردم، آن ها را با نظام جمهوری اسلامی ایران آشنا کنیم.”

دوراندیشی
زمانی که هنوز جنگ شروع نشده بود، دشمن در مرزهای استان ایلام در حال ایجاد جاده، ستون کشی و تجمع نیرو بود. فرماندهان سپاه پاسدارن ایلام از جمله روح الله شنبه ای اوضاع را به مرکز گزارش میکردند.

قاطعیت در کارها
روح الله اگر دستوری می داد، می بایستی اجرا می شد. در مقابل سهل انگاری ها می ایستاد و هرگز اغماض نمی کرد. ساده زیستی از دیگر خصوصیات شنبه ای بود. چنانچه شخصی ناآشنا به میان نیروهای سپاه می آمد نمی توانست تشخیص بدهد که چه کسی فرمانده است؛ اگر چه در آن زمان نیروهای سپاه درجه نظامی نداشتند و همه دارای لباس های یک دست نظامی بودند، با این حال، شنبه ای چنان ساده و متواضع بود که کسی نمی دانست که او از فرماندهان سپاه استان ایلام است.

 خطرپذیری
شنبه ای، فرمانده طرح عملیات بود که می بایست، فعالیت محورهای عملیاتی در مناطق مختلف مرزی مانند: ارتفاعات 343، رضاآباد، بهرام آباد و غیره را مدیریت کند؛ اما او فرمانده ای نبود که در مقر فرماندهی مستقر شود و به زیردستان دستور دهد. بلکه پیشاپیش همرزمان در صحنه حاضر می شد و خود در نبرد شرکت می کرد. به عنوان مثال: زمانی که دشمن، غافلگیرانه مناطق مرزی مهران را مورد تهاجم قرار داد، شنبه ای، خود، پشت قبضه ی خمپاره انداز قرار گرفت و به سمت دشمن آتش گشود. این حرکت از جانب شخصی که سمت فرماندهی را داشت سبب شد تا نیروها بدون ترس در کنار او به دفاع بپردازند؛ او فرماندهی بود که بر دل ها فرماندهی می کرد.شنبه ای از لحاظ شخصیتی، انسانی بود که معنویت در وجود او موج می زد.

اجتناب از خوردن لقمه شبهه ناک
بیست شهریورماه1359 که مصادف با شهادت شهید شنبه ای است، چند نفر از برادران پاسدار از جمله سرهنگ رضا سلطانی همراه روح الله شنبه ای از مهران به سمت بهرام آباد حرکت می کنند. آنان در آب رودخانه گاوی که از بهرام آباد می گذرد غسل شهادت می کنند. آنگاه وارد باغ و بوستان اهالی بهرام آباد می شوند. هیچ کس از اهالی بهرام آباد را نمی بینند؛ زیرا مردم به علت تهاجم دشمن، آنجا را ترک کرده بودند. بعضی از همراهان روح الله، مقداری صیفی جات از باغ و بوستان می چینند و با خود به مقر می آورند. شنبه ای به محض دیدن صیفی جات، از همراهانش می پرسد: "از کجا آورده اید؟” وقتی به او می گویند: از باغ و بوستان مردم چیده ایم، از آن ها استفاده نمی کند و اظهار می دارد: "از کجا معلوم است که صاحبان این صیفی جات راضی باشند؟” زمانی که شهید می شود و خون پاکش روی آن صیفی جات می ریزد، همراهانش به شدت ناراحت می شوند و در عزای او ناله و گریه سر می دهند.
منبع: اداره اسناد و انتشارات
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده