بعد از شهادت علیمردان همه متوجه شدند که خوابش به زیبایی تعبیر شده. او خواب شهادتش را دیده بود و اینکه عده ای مامور شده اند او را با خود به بالا ببرند.نوید شاهد ایلام در سالگرد شهادت "علیمردان بیگ محمدی" به معرفی این شهید والامقام می پردازد.

 
به گزارش نوید شاهد ایلام، شهید علیمردان بیگ محمدی فرزند داوود سال 1327 در شهر ایلام دیده به جهان گشود،در آن زمان تا مقطع سیکل نظام قدیم تحصیل نمود و به استخدام آموزش و پرورش درآمد. چون در خانواده ای مذهبی بزرگ شده بود در انجام فرایض دینی بسیار مقید بود و در کلاس های قرآن و مجالس دینی حضور فعالی داشت.
از  این شهید والامقام چهار فرزند به یادگار مانده است که البته فرزندان این شهید به خوبی راه پدر خود را ادامه داده اند به طوری که هر کدام از فرزندان شهید بیگ محمدی می توانند الگوی مناسبی برای سایر جوانان باشند، زندگی این خانواده بعد از شهادت پدرشان بسیار سخت و پرمشقت سپری شده و بعد از سیر یک دوران پرتلاطم اینک این خانواده با استوار همچون شهید در حال خدمت به نظام جمهوری اسلامی هستند.
همسر شهید بعد از شهادت همسرش کل بار زندگی را بر دوش کشید و با تمام توان جای خالی پدر فرزندان را برای آنان پر کرد و به خوبی در این آزمون سخت پیروز شد.


خوابی که تعبیر شد


نحوه شهادت شهید بیگ محمدی از زبان همسر شهید

همسر "شهید علیمردان بیگ محمدی" درباره شهید می گوید: شهید علیمردان مرد روزهای سخت بود و با اراده ای که داشت همیشه در کارهایش پیروز و موفق بود، بنده نزدیک به 11 سال با او زندگی کردم و در تمام این مدت همیشه با احترام خاصی با من رفتار می کرد.
اخلاق خوب او مورد توجه اقوام و آشنایان بود به طوری که این صفت پسندیده او در دیگران نیز اثر می کرد، به فرزندانش علاقه بسیار عجیبی داشت و برای رفاه آنان از کوچکترین تلاشی دریغ نمی کرد، تا زمانی که در قید حیات بود روند زندگی ما بدون مشکل سپری می شد تا اینکه در زمان جنگ و حمله های رژیم فاسد بعثی به شهر ایلام در پانزدهمین روز از مهرماه 1366 همسرم  به شهادت رسید.

همسر شهید درباره جزئیات شهادت همسرش چنین می گوید: با توجه به اینکه همسرم در آموزش و پرورش مشغول به خدمت بود و مدل خاصی به مردم خدمت می کرد در همان لحظه که صدای موشک های بعثی به گوش می رسید وی تا کارهای مردم را انجام نمی داد مکان را ترک نمی کرد تا آنجا که در یکی از روزها که در حال خدمت رسانی بود موشک های بعثی حمله کرده و ترکش های حاصل از بمب به سر وی اصابت کرد و شهید شد به طوری که مدارک موجود در لباس او کاملاً خونی شده بود.

خوابی که تعبیر شد

یکی از همکاران وی در آموزش و پرورش در دیداری که با ما داشت از خواب شهید نقل می کرد که قبل از شهادتش خواب شهادت خود را دیده است به این نحو که شهید علیمردان خواب دیده که هواپیمایی نزدیک او امده و چند نفر به او اعلام کرده اند که ما مأموریم که تو را با خود ببریم؛ شهید در چند روز مانده به شهادتش این خواب را دیده است و با خود گفته بود که روزی شهید خواهم شد.

سرگذشت خانواده شهید بعد از شهادت
از شهید علیمردان هر چه بگویم کم گفته ام، به طور واقعی احترام خاصی برای اقوام قائل بود و وصله رحم را به خوبی به جا می آورد. فداکار بود و زیاد به یاد فقیران بود. بعد از اینکه همسرم شهید شد بار سختی از زندگی بر دوشمان قرار گرفت و با وجود اینکه زندگی بر ما تنگ شده بود اما با گذر زمان کم کم توانستیم روی پای خودمان بایستیم و فرزندانمان آن جور که شهید می خواست بزرگ شوند، بحمدالله فرزندانم از بالاترین مدارک تحصیلی برخوردار هستند و فرزند بزرگم دارای مدرک دکتری و استاد دانشگاه است و سایر فرزندانم نیز دارای مدرک دکتری و کارشناسی ارشد هستند.
در این زمان نیز فرزندانم با درس خواندن عالی و خدمت به نظام مقدس جمهوری اسلامی راه پدر شهیدشان را به خوبی ادامه داده اند.

ماجرای پیدا شدن کارت دانشجویی فرزند شهید
در یکی از ترم ها کارت دانشجویی فرزند بزرگم  گم می شود و همین باعث می شود تا ادامه ترم او با مشکل مواجه شود برای همین دانشگاه اعلام کرد در صورت نبود کارت دانشجویی ترم قبلی اش نادیده گرفته خواهد شد.
 پسرم با حالتی بسیار ناراحت به منزل رسید و قضیه را برایم بازگو کرد. هر جا دنبال کارت دانشجویی گشتیم پیدا نشد، تا اینکه در یکی از همان شب ها فرزندم خواب پدرش را می بیند و به او می گوید پسرم اینقدر غصه کارتت را نخور . کارت دانشجویی تو در لای برگی از کتاب قرآن است.
پسرم که خواب را تعریف کرد بلافاصله به سراغ قرآن رفتم دیدم کارت در داخل قرآن کریم بود و همه ما از این موضوع شگفت زده شدیم.

منبع: اداره اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده