شهید "علی نور ابراهیمی" در وصیت نامه اش خطاب به مادر می نویسد: مسئولیتم بس سنگین است پاسدارم پس وظیفه دارم میهن اسلامی ام را پاس بدارم، باید از خط سرخ پرچمدار اسلام پیروی کنیم و غربی ها و شرقی ها را غربال و به دور از هر فتنه امتی خالص و معتقد به مکتب اسلام به وجود آوریم.
به گزارش نوید شاهد ایلام، شهید علی نور ابراهیمی فرزند ابراهیم هشتم مهر ماه سال 1344 در روستای زیر تنگ بیجوند بخش مرکزی شهرستان چرداول دیده به جهان گشود، با شروع جنگ تحمیلی بنا به احساس تکلیف شرعی و لبیک به ندای رهبر کبیر انقلاب به عنوان نیروی بسیجی عضو سپاه پاسداران شد برای دفاع از اسلام عازم جبهه کردستان شد و سرانجام در بیستم مهر ماه 64 در مبارزه علیه گروهک های ضد انقلاب بر اثر اصابت گلوله به بدن در منطقه کردستان به شهادت رسید. مزار این شهید والامقام در روستای بیجنوند بخش مرکزی شهرستان  چرداول می باشد.

متن وصیت نامه شهید علی نور ابراهیمی:

با سلام و درود فراوان بر رهبر کبیر انقلاب اسلامی و تمام شهدای صدر اسلام تا انقلاب اسلامی ایران

پاسدارم
من پاسداری از سلاله خون تمام شهدای اسلام و وارث خون های شهیدان گرانبها تحت رهبری سالار شهیدان حسین بن علی(ع) هستم، زمانه و این مقطع پر مخاطره که در آن قرار گرفته ام مسئولیت های سنگین بر دوشم افکنده و پس از تفکرات فراوان به این نتیجه دست یافته ام که حسین وار مانند شهدای گذشته راه سعادت و جاودانگی را در پیش گرفته و به صف شهدا بپیوندم و از آنجا که در چنین موقعیتی بر هر مسلمانی واجب است که از اسلام دفاع نمایند و وجود این ظالمان استعمارگر که هدفشان به مسلخ کشیدن مسلمین است از سطح کره زمین پاک سازند لذا من بعنوان فرزند امام و یکی از سربازان اسلام تصمیم گرفته ام که به سهم خود برخیزم و برای آزادی هموطنان بکوشم و مسلمین را از دست این ابرقدرتهای جهانخوار رهایی بخشم.
 آری تصمیم گرفته ام  با فدا کردن خود و گذشت از دنیا و مافی ها این فتنه جویان وابسته به امپریالیسم شرق و غرب را از دسترسی به میهن اسلامی مأیوس و مهجور نمایم.

 درس شهادت
امت شهید پرور شهادت،جوانمردی، مرگ با عزت تکیه کلام سالار شهیدان بوده عجب درسی! چه زیبا مکتبی و چه دانا معلمی وجودم را به لزره آورده! ولی مصمم تر می شوم که با شتاب حرکت کنم تکامل یابم و کامل شوم که عزّت این ست و بس. هنگامی که مولای متقیان علی(ع)می فرماید که :(علاقه من به مرگ بیشتر از علاقه طفل به شیر مادر است) دیگر ما را از مرگ چه بیم است چونکه مرگ سرخ بهتر از زندگی ننگین است.

سفارش به پدر
 پدر عزیز اگر به این فیض بزرگ که از الطاف ایزد فرزانه می باشد نایل آمدم لحظه ای افسرده خاطر و دل پریشان نباشید. بعد از شهادت من گرچه می دانم ناراحت می شوید اما خوشحالی و شادی مرا از اعماق دل باور کنید و صبر و تقوا را یگانه پیشه خود سازید.

 خطاب به مادر
مادرم، حق دارم که بجنگم چه کنم؟ مسئولیتم بس سنگین است پاسدارم پس وظیفه دارم میهن اسلامی را پاس دارم، باید از خط سرخ پرچمدار اسلام پیروی کنم و غربی ها و شرقی ها را غربال و به دور از هر فتنه امتی خالص و معتقد به مکتب اسلام به وجود آوریم.
 آری مادر عزیزم خداوند فرموده است: آنانکه به پروردگارشان ایمان آورده و برای برقراری دین الله از دنیای شان هجرت می کنند و با جان و مال شان در راه خدا جهاد می کنند بزرگترین درجه و مقام در نزد من دارند و همانا آنان رستگارانند.
 پس چنین موقعیتی که سعادت در نزدیکی ماست چگونه کوس رحلت نکنیم و خود را به آنجا نرسانیم. پس برخود واجب دانستم که در راه خدا بر علیه دشمنان قرآن مبارزه نمایم تا همچون افراد فرار کرده از اصحاب حسین(ع) حسرت ای کاش در کربلا بودم را نخورم.
مادرعزیزم تو را به صبر و تقوا و پرهیزکاری سفارش می کنم و خواستار آنم که برای من طوری عزاداری کنید که صدای ناله و افغان شما به گوش دشمنان اسلام نرسد که باعث خوشحالی آنان شود.

منبع:اداره اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده