شهید "رضا احسانی فر" از شهدای دفاع مقدس است که در چنگوله به درجه رفیع شهادت نایل آمد. نوید شاهد ایلام در سالگرد شهادت وصیت نامه این شهید والامقام را برای مخاطبان خود منتشر می کند.
شهید رضا احسانی فر فرزند حسن بیستم دی ماه 1342 در روستای یخی از توابع بخش مرکزی آبدانان دیده به جهان گشود.
 وی تحصیلات خود را تا سوم راهنمایی ادامه داد و در همان دوران نوجوانی با توجه به شرایط جنگی کشور به عنوان رزمنده به ارتش پیوست و راهی جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و پس از مجاهدت فراوان سرانجام بیست و نهم اردیبهشت 1363 در منطقه عملیاتی چنگوله به درجه رفیع شهادت نایل آمد مزار این شهید گرانقدر  در گلزار شهدای شهرستان آبدانان قرارداد.


متن وصیت نامه شهید والامقام رضا احسانی فر
 
 وَلَاتَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فِی سبیلِ اللّهِ أَمواتاً بَلْ أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یرزقونَ
با سلام و درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب خمینی بت شکن و با درود فراوان به ملت شهید پرور ایران

حفظ وحدت

وصیت من به ملت غیور ایران این است که همانطوری که قرآن می فرماید چنگ بزنید به ریسمان خداوند و متفرق نشوید و اتحادی که همیشه داشته اند استوارتر سازند.
زیرا آنچه که ما در این برهه از زمان احتیاج مبرم به آن داریم متحد بودن شما توده های مسلمان مردم است، اگر خدایی نکرده شما لحظه ای غفلت کنید و توجه به همبستگی و کلمه اتحاد نداشته باشید بار دیگر استکبار جهانی بر گردن اسلام و مملکت ما حلقه می افکندو مملکت ما را به زیر یوغ خود می کشد سپس با استفاده از کلمه وحدت است که شما می توانید مانع راه استکبار جهانی بشوید.

پیروی از ولایت فقیه


از ولایت فقیه و امام بزرگوارمان خمینی کبیر حمایت کنید و پیرو خط او باشید، زیرا حمایت از ولایت فقیه حمایت از خداوند است،ولایت فقیه مانند کشتی نوح می ماند که هر کس بر آن سوار شد رستگار و هر کس از آن سرپیچی نمود به قهر دریا خواهد افتاد.

وصیت به مادر


مادرم اکنون که فرزندت با دلی افروخته پیاله های شراب صبر را می نوشد از درون اعماق این دریای شگرف با گلوی پاره اش با خونش آتش آزادی افروخته
مادرم : مادر نازنینم امشب لباسهایم را دسته کن پاره ها را وصله کن و در ساک پاره ام بگذار
مادرم : سفری دراز در پیش دارم زیرا که درنگ حایز نیست امشب قلب التهابم ترسم از سینه ام بسان کبوتر بچه تنها پر بگیرد، امشب ترسم خواب بر من چیره شود، پس مادر نازنینم مواظب باش زیرا فرزندت مسافر است.
مادر نازنینم : از تو می خواهم که دلتنگ نشوی سحرگاهان که به سوی تاریخ گام بر می دارم تو بدرقه ام کنی.
مادر عزیزم : مواظب باش که فرزندت قوت قلب می خواهد مزن چنگ بر سر و رویت که برای من ننگ است.
در پایان امیدوارم که شیرت را حلالم کنید هر چند مدتی که در طی زندگیم مزاحمت شده ام مرا ببخشید، زیرا خداوند می فرماید اطاعت از پدر و مادر اطاعت از خداوند است.
و در ضمن این شعر را از زبان مادرم بر مزارم بنویسید:

نوبهار آمد و گل ها همه خوش منظر و پاک
سر برآورده ز خاک و گل من خفته به خاک
حاصل عمر من آن میوه دل یادش باد
که خود آسوده شد و کار مرا مشکل ساخت

برشی از وصیت نامه یک شهید؛امشب لباسهایم را دسته کن پاره ها را وصله کن
 منبع: اداره اسناد و انتشارات، پرونده فرهنگی شهدا


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده