از مغازه رنگ‌فروشی تا شلمچه؛ وداع راننده‌ای که در مسیر نجات جان، شهادت را یافت

از مغازه رنگ‌فروشی تا شلمچه؛ وداع راننده‌ای که در مسیر نجات جان، شهادت را یافت

او که در دوران انقلاب نوجوانی پرشور بود و پس از آن، بسیجی و سربازی وظیفه‌شناس شد، سرانجام در چهارم بهمن‌ماه ۱۳۶۵ در حالی که به عنوان راننده آمبولانس، مجروحی را در منطقه عملیاتی شلمچه نجات می‌داد، بر اثر اصابت ترکش به درجه رفیع شهادت نائل آمد. شهید بهروز آقاعلی‌اکبری، متولد ۱۳۴۰ تهران، پیش از شهادت، مغازه‌دار محله رجائی‌شهر کرج و عضو فعال مسجد جامع بود.
شهادت مردی که پس از دو فرزندش، خود نیز به کاروان شهدا پیوست

شهادت مردی که پس از دو فرزندش، خود نیز به کاروان شهدا پیوست

محمد اسماعیل آخوندی، شهروند کرجی که دو پسرش در دفاع مقدس به شهادت رسیده بودند، سرانجام در عملیات والفجر ۸ و در سن ۶۰ سالگی به آرزوی دیرینه خود رسید و به جمع شهیدان کربلا پیوست. او که از فعالان پشتیبانی جبهه بود، با وجود سن بالا، راه فرزندانش را ادامه داد.
حماسه مردی از جنس فداکاری؛ از موزائیک‌کاری در کرج تا شهادت در شلمچه

حماسه مردی از جنس فداکاری؛ از موزائیک‌کاری در کرج تا شهادت در شلمچه

با دستانی که روزگاری برای ساختن زندگی خانواده‌اش موزائیک می‌کوبید، در میانه پنجمین دهه عمر، اسلحه به دست گرفت و به شلمچه رفت تا وطن را بسازد. شهید حسن اقامیرزایی، مردی از جنس ایثار و مسئولیت‌پذیری بود که در ۵۰ سالگی، عالی‌ترین درس وفاداری به میهن را به نسل‌ها آموخت.
از مسجد و مداحی تا خط مقدم؛ روایت مردی که بار خانواده و وطن را بر دوش کشید

از مسجد و مداحی تا خط مقدم؛ روایت مردی که بار خانواده و وطن را بر دوش کشید

وقتی مسئولیت خانواده پس از بیماری پدر به دوشش افتاد، مسئولیت دفاع از وطن را رها نکرد. شهید محمد آقا نظرپور، راننده کامیون و آرپی‌جی‌زن تیپ ۸۴ خرم‌آباد، در ۲۱ سالگی با بیست ماه حضور در جبهه، سرانجام در عملیات محرم به آرزوی دیرینه‌اش رسید و در عین خوش به شهادت نایل آمد.
از کوکتل‌های ۲۲ بهمن تا شهادت در میمک؛ روایت زندگی کوتاه و حماسی شهید خلیل‌الله آقاعلی

از کوکتل‌های ۲۲ بهمن تا شهادت در میمک؛ روایت زندگی کوتاه و حماسی شهید خلیل‌الله آقاعلی

او با دست‌های کوچک اما اراده‌ای بزرگ، در روزهای اوج انقلاب، کوکتل مولوتوف می‌ساخت تا سد راه لشکر زرهی دشمن شود و کمتر از شش سال بعد، در سن ۱۸ سالگی، با قبول مسئولیت و عزمی راسخ، در میدان پدافند میمک، جام شهادت را سرکشید. این، روایت مختصر و غرورآفرین زندگی شهید نوجوان، خلیل‌الله آقاعلی است.
از پخش اعلامیه تا شهادت در کربلای ۵؛ روایت جوانی که وصال را در شلمچه جستجو کرد

از پخش اعلامیه تا شهادت در کربلای ۵؛ روایت جوانی که وصال را در شلمچه جستجو کرد

پدر را در هشت سالگی از دست داد، اما هرگز احساس یتیمی نکرد؛ چون پناهش را در دامان اهل بیت(ع) یافته بود. شهید علی‌اصغر آقچه‌لو، جوانی که با وجود مسئولیت سنگین نان‌آوری خانواده، دوبار عازم جبهه شد و سرانجام در عملیات کربلای ۵، جام شهادت را در شلمچه سرکشید. او که عاشق نماز شب و دعای کمیل بود، در وصیتش از امام حسین(ع) کمک خواست تا به حرمش برسد.
دیده‌بانی که آسمانی شد؛ روایت پاسدار نوجوانی که آرزوهایش را در شلمچه به شهادت رساند

دیده‌بانی که آسمانی شد؛ روایت پاسدار نوجوانی که آرزوهایش را در شلمچه به شهادت رساند

آن‌قدر زود بزرگ شد که هم درس را رها کرد تا کمک خرج خانواده باشد و هم راهی جبهه شد تا بار دفاع از وطن را به دوش کشد. شهید سید ابوالحسن آیتی، پاسدار ۱۹ ساله کرجی که سه بار به خط مقدم شتافت و در نهایت، در عملیات کربلای ۵ و در شلمچه، به آرزوی دیرینه‌اش رسید. او که حتی در آخرین سفر، از پدرش برای بازگشت، وعده ازدواج گرفته بود، اما تقدیر، وصال را در آسمان شلمچه برایش رقم زد.
ردپای یک کشاورز در جبهه‌های غرب

ردپای یک کشاورز در جبهه‌های غرب

او کشاورززاده‌ای بود که با ایمان، راستگویی و عشق به میهن شناخته می‌شد. در اوج انقلاب اسلامی همراه مردم به پا خاست و پس از پیروزی، با پوشیدن لباس مقدس سربازی، راهی جبهه‌های نبرد شد تا از مرزهای ایران اسلامی دفاع کند. پس از ماهها رشادت در منطقه غرب، در حالی که تنها ۲۰ سال داشت، در نبرد با متجاوزان بعثی عراق مفقودالاثر گشت و نامش در زمره شهیدان والامقام این سرزمین ثبت شد.
کشاورزی که سنگرش را از شالیزارهای گیلان به خاکریزهای شلمچه کشاند

کشاورزی که سنگرش را از شالیزارهای گیلان به خاکریزهای شلمچه کشاند

عباس، جوانِ روستای میانده رشت، درسِ ایثار و مقاومت را نه در کلاس پنجم، که در خاکریزهای عملیات «کربلای ۵» آموخت. او که با دستانِ خسته از کار کشاورزی، اسلحه به دست گرفت، سه بار عازم جبهه شد و در سومین اعزام، در بیست‌وششم دی‌ماه ۶۵، با اصابت ترکش خمپاره در شلمچه، به آسمان پیوست. این روایت، زندگی کوتاه و پرجوشِ رزمنده‌ای است که شهادتش، فصلِ آخر کتابِ زرّینِ خدمتش بود.
داستان پرواز محمد آقاخانی؛ از دانش‌آموز تهران تا پیک گردان شلمچه

داستان پرواز محمد آقاخانی؛ از دانش‌آموز تهران تا پیک گردان شلمچه

در بهار ۱۳۴۷ در تهران متولد شد، در اوج انقلاب به خیابان‌ها آمد و با آغاز جنگ، عازم شلمچه شد. شهید محمد آقاخانی، دانش‌آموزی که درس را رها کرد اما راهش را گم نکرد. اینجا داستان زندگی کوتاه اما پُرشور سربازی است که در عملیات کربلای ۵ به آرزوی دیرینه‌اش رسید و در گلزار بی‌بی سکینه آرام گرفت.
بعدی 2 3 4 5 قبلی