شهیدی که درس شهادت را در دانشگاه کربلا آموخت
زندگینامه شهید دانشجو؛

شهیدی که درس شهادت را در دانشگاه کربلا آموخت

«شهید دانشجو «محسن چکاه» سال چهارم علوم تجربی بود که در کنکور دانشگاه آزاد اسلامی قبول شد. پس از ثبت‌نام در دانشگاه نوبت به اعزام گروه راهیان کربلا ۳ رسید. محسن شب قبل از اعزام خواب شهادت خود را دیده بود و می‌گفت من اینبار به شهادت می‌رسم...»
وعده ازدواجی که با شهادت رقم خورد
به مناسبت سالروز شهادتش منتشر شد؛

وعده ازدواجی که با شهادت رقم خورد

همرزم شهید «عبدالرضا حکیمی»روایت می کند: هر وقت از عبدالرضا مي پرسيديم كه چرا ازدواج نمي كند ميگفت: ناراحت نباشيد من به زودی ازدواج مي كنم، ما كه نمي دانستيم منظور او از اين حرف چيست خوشحال ميشديم كه عبدالرضا به زودی ازوداج مي كند،تا اينكه به شهادت رسید و ما آن موقع فهميديم كه منظورش از عروسی، شهادت است...»
پس از شش سال زندگی مشترک، همسر شهیدم گلچین خداوند شد

پس از شش سال زندگی مشترک، همسر شهیدم گلچین خداوند شد

همسر شهید جلیل ایزدپناه روایت می‌کند: «زندگی مشترکمان پس از ۶ سال با شهادت همسرم به پایان رسید. آنقدر مهربان بود که با یقین می‌گوییم خدا همسرم را گلچین کرد و برای خودش بورد...»
سفارش شهید به نامگذاری فرزندش به نام یک گروهان
خاطرات شفاهی همسران شهدا

سفارش شهید به نامگذاری فرزندش به نام یک گروهان

زهرا محمودی همسر شهید «شماستون» روایت می‌کند: همسرم در آخرین تماسش قبل از آغاز عملیات بیت المقدس ۲ به من گفت؛ من در گروهانی حضور دارم که نامش گروهان میثم تمار است، از تو درخواست میکنم هر زمان فرزندمان به دنیا آمد نام او را میثم بگذار...»
انتخاب یک شهید بر سر دوراهی دنیا و آخرت

انتخاب یک شهید بر سر دوراهی دنیا و آخرت

شهید «نامدار شمالی» در رفتن به جبهه ترديد داشت، نگاهی به خانواده خود انداخت که آن ها از نظر معيشتی در تنگنا هستند اما با خود می‌گفت: اگر بروم خانواده‌ام چگونه زندگی خود را سپری می‌کنند، ولی وی تصمیم گرفت...» در ادامه خبر زندگی نامه این شهید والامقام را بخوانید.
شهیدی که در مکتب خانه پدرش درس شهادت را فرا گرفت
زندگی نامه شهید نوجوان؛

شهیدی که در مکتب خانه پدرش درس شهادت را فرا گرفت

شهید«ابوالقاسم باقر زاده»از همان اوایل كودكی در مكتب خانه ي پدر،قرآن را فرا گرفت.عشق به اهل بيت در قلبش ريشه کرده بود. وقتي پدر خود را جهت اقامه ي نماز،آماده ی رفتن به مسجد مي كرد،وی نيز با شور و اشتياق وي را همراهي مي كرد...»
عملیات بَدر از نگاه شهید جاویدالاثر «حمیدرضا زارعی»

عملیات بَدر از نگاه شهید جاویدالاثر «حمیدرضا زارعی»

قبل از عمليات فتح المبين و هنگامي كه به چهره‌ی برادری نگاه می‌كردی شوق و روحيه شهادت طلبی در چهره او پيدا بود. قبل از عمليات معلوم بود كه اكثر بچه‌ها می‌خواهند به مهمانی خدا بروند و دعاهايی و نمازهايی كه اين برادران به جا مي آوردند انسان دلش مي‌خواست در كنار اين برادران بنشيند...» در ادامه خبر خاطرات این شهید والامقام بخوانید.
پرستاری عاشقانه یک شهید از پدرش
خاطرات شهید «احمدیاسی»

پرستاری عاشقانه یک شهید از پدرش

مادر شهید «احمد یاسی» از پسرش اینگونه روایت می کند: خاطرم هست ایام عید بود که به همراه بچه‌ها به بی بی حکیمه رفتیم، احمد با ما نیامد و پیش آقا جعفر ماند. از قضا همان روزها آقا جعفر مریض می‌شود و در بستر می‌افتد. احمد هم صبح زود...» در ادامه خبر خاطرات این شهید والامقام را بخوانید.
شهیدی که به عشق دیدن امام خمینی(ره) یک شبانه روز را در بهشت زهرا سپری کرد
زندگینامه شهید دانش آموز؛

شهیدی که به عشق دیدن امام خمینی(ره) یک شبانه روز را در بهشت زهرا سپری کرد

شهید «مصطفی سراجی» در سال ۱۳۵۷ یک روز قبل از ورود امام خمینی (ره) به بهشت زهرای تهران رفت. شب را با وجود هوای سرد تا صبح در بهشت زهرا به سر برد تا امام خمینی (ره) را ببیند. وی میگفت که بهترین روز زندگیم بود که امام خمینی (ره) را از نزدیک دیدم.
عذرخواهی شهید دانش‌آموز برای رهایی از مدرسه و رفتن به جبهه
زندیگنامه شهید دانش آموز؛

عذرخواهی شهید دانش‌آموز برای رهایی از مدرسه و رفتن به جبهه

شهید «عنایت نجیبی» پس از شنیدن فتوای امام خمینی(ره) برای دفاع از میهن اسلامی، بدون اجازه از والدینش راهی جبهه های حق علیه باطل شد و پس از رسیدن به منطقه شوش برای شرکت در عملیات فتح المبین برای بردارانش نامه عذرخواهی نوشت.»در ادامه متن خبر متن کامل نامه شهید را بخوانید.
بعدی 2 3 4 5 قبلی