شهادت خوبان امت مرا گلچين مي كند /شهید جهانبخش امیدی مسئول واحد آتش نشاني شهر داري دهلران
شنبه, ۰۴ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۰۷
همت و عشق به خدمت مردم چنان در وجود نازنينش عجين شده بود كه يك لحظه را غنيمت مي شمرد و از كوچكترين تلاشي در زمينه خدمتگذاري به خلق الله دريغ نداشت ...
نوید شاهد ایلام
زندگي نامه شهيد جهانبخش اميدي
دل سراپرده محبت اوست ديده آئينه دار طلعت اوست
تو و طوبي ما و قامت يار فكر هر كس به قدر همت اوست
دور مجنون گذشت و نوبت ماست هر كسي پنج روزه نوبت اوست
شهید جهانبخش امیدی در دهم بهمن ماه 1334 كه سردي همه جا را فرا گرفته بود ناگهان بهاري زود رس رسيد و گلهاي اميد شكفت شد. كودكي چشم به جهان گشود و گرمي بخش كانون خانواده گرديد سرماي بهمن جايش را به گرمي محيت بخشيد و چشم هاي اميد در دل پدر و مادري كه سالها چشم به راه فرزندي پسر بودند روشن شد و همه را طراوت و تازگي بخشيد و اين كودك كه در دامان پدر و مادري مهربان و سخت مأنوس با عبادت ، دین و مذهب بود در طبيعتی صمیمی و سادگي پرورش يافت دوران كودكي اش را در دل طبيعت و در محيط بي آلايش روستا گذرانيد و درس استقامت و پايمردي را از مراد مردان روگار به ويژه پدر آموخت نظام طبقاتي رژيم ستم شاهي اين دردانه يگانه را نيز از نعمت خواندن و نوشتن محروم گرداند.
دل سراپرده محبت اوست ديده آئينه دار طلعت اوست
تو و طوبي ما و قامت يار فكر هر كس به قدر همت اوست
دور مجنون گذشت و نوبت ماست هر كسي پنج روزه نوبت اوست
شهید جهانبخش امیدی در دهم بهمن ماه 1334 كه سردي همه جا را فرا گرفته بود ناگهان بهاري زود رس رسيد و گلهاي اميد شكفت شد. كودكي چشم به جهان گشود و گرمي بخش كانون خانواده گرديد سرماي بهمن جايش را به گرمي محيت بخشيد و چشم هاي اميد در دل پدر و مادري كه سالها چشم به راه فرزندي پسر بودند روشن شد و همه را طراوت و تازگي بخشيد و اين كودك كه در دامان پدر و مادري مهربان و سخت مأنوس با عبادت ، دین و مذهب بود در طبيعتی صمیمی و سادگي پرورش يافت دوران كودكي اش را در دل طبيعت و در محيط بي آلايش روستا گذرانيد و درس استقامت و پايمردي را از مراد مردان روگار به ويژه پدر آموخت نظام طبقاتي رژيم ستم شاهي اين دردانه يگانه را نيز از نعمت خواندن و نوشتن محروم گرداند.
پس از مهاجرت به دهلران در سال 1355 با تلاش و جديت ستودني خويش عزم را بر جبران محروميت ها جزم و با شركت در كلاس هاي پيكار سواد آموزي توانست با پشتكاري بي نظير اين دوره ها را با موفقيت گذراند و پاي به مرحله اي جديد كه سالها از آن محروم بود بگذارد بعد از مدتي به استخدامي شهرداري در آمد همت و عشق به خدمت مردم چنان در وجود نازنينش عجين شده بود كه يك لحظه را غنيمت مي شمرد و از كوچكترين تلاشي در زمينه خدمتگذاري به خلق الله دريغ نداشت و اين بارزترين مشخصه اخلاقي و شغلي ايشان بود كه زبانزد خاص و عام بود و هست. با اوج گيري مبارزات مردمي عليه رژيم پهلوي به سمت مسئول واحد آتش نشاني شهر داري منصوب گرديد .
و اين امر ايشان را از مبارزه بازنداشت و همراه و همگام با مردم در صفوف راهپيمايان و تظاهر كنندگان عليه رژيم منحوس ستم شاهي در توزیع اعلاميه ها و تصاوير حضرت امام خمني(ره) كه علاقه اي وافر به آن حضرت داشت -و اخبار مبارزات مردمي نقش فعال داشت پس از پيروزي انقلاب در عملي به سنت حسنه حضرت رسول(ص) با يكي از خويشاوندان خويش ازدواج نمود . با شعله ور شدن شراره هاي خشم و كين رژيم بعثي عراق و حمله ناجوانمردانه به كيان اسلامي اين بار نيز حضور شهيد چشم گير تر و باز تر از قبل بود و اين دوران نقطه عطف حيات پر ثمر ايشان است. در حاليكه به سبب تهاجم نيروهاي شهر خالي از سكنه شده بود شهيد خانه و كاشانه را رها و همراه همرزمان خويش به خدمات دهي به دلير مرداني پرداخت كه با دست خالي به مقابله با دشمن تا دندان مسلح بر خاسته بودند، پرداخت .
اين در حالي بود كه خانواده اش در ارتفاعات حومه شهر آواره و در اين شرايط اولين و يگانه پسرش در بستر يكي از رودخانه ها و بدون كوچكترين امكانات بهداشتي و درماني در فقدان ايشان چشم به جهان گشود پس از انتقال خانواده به شهر آبدانان ، خود در كنار پرسنل فداكار و متعهد شهرداري در شهر جنگزده دهلران در سمت راننده آمبولانس به امداد گري به مجروحان جنگي پرداخت. شهيد خدمتگزاري به ان عزيزان را توفيقي الهي مي دانست و معتقد بود قدر چنين لحظاتي را بايد دانست شايد ديگر فرصت هايي دست ندهد و حيف است كه از آن بي بهره ماند و بر اين اساس آن بزگوار در اين راه استوار گام بر مي داشت چرا كه هدفش را بدرستي يافته و راه روشني را در پيش روي خود ميديد و سرانجام مصداق اين روايت نيز گرديد :
شهادت خوبان امت مرا گلچين مي كند.
و اين امر ايشان را از مبارزه بازنداشت و همراه و همگام با مردم در صفوف راهپيمايان و تظاهر كنندگان عليه رژيم منحوس ستم شاهي در توزیع اعلاميه ها و تصاوير حضرت امام خمني(ره) كه علاقه اي وافر به آن حضرت داشت -و اخبار مبارزات مردمي نقش فعال داشت پس از پيروزي انقلاب در عملي به سنت حسنه حضرت رسول(ص) با يكي از خويشاوندان خويش ازدواج نمود . با شعله ور شدن شراره هاي خشم و كين رژيم بعثي عراق و حمله ناجوانمردانه به كيان اسلامي اين بار نيز حضور شهيد چشم گير تر و باز تر از قبل بود و اين دوران نقطه عطف حيات پر ثمر ايشان است. در حاليكه به سبب تهاجم نيروهاي شهر خالي از سكنه شده بود شهيد خانه و كاشانه را رها و همراه همرزمان خويش به خدمات دهي به دلير مرداني پرداخت كه با دست خالي به مقابله با دشمن تا دندان مسلح بر خاسته بودند، پرداخت .
اين در حالي بود كه خانواده اش در ارتفاعات حومه شهر آواره و در اين شرايط اولين و يگانه پسرش در بستر يكي از رودخانه ها و بدون كوچكترين امكانات بهداشتي و درماني در فقدان ايشان چشم به جهان گشود پس از انتقال خانواده به شهر آبدانان ، خود در كنار پرسنل فداكار و متعهد شهرداري در شهر جنگزده دهلران در سمت راننده آمبولانس به امداد گري به مجروحان جنگي پرداخت. شهيد خدمتگزاري به ان عزيزان را توفيقي الهي مي دانست و معتقد بود قدر چنين لحظاتي را بايد دانست شايد ديگر فرصت هايي دست ندهد و حيف است كه از آن بي بهره ماند و بر اين اساس آن بزگوار در اين راه استوار گام بر مي داشت چرا كه هدفش را بدرستي يافته و راه روشني را در پيش روي خود ميديد و سرانجام مصداق اين روايت نيز گرديد :
شهادت خوبان امت مرا گلچين مي كند.
و در اجراي مأموريت محوله در شهرداری وقت دهلران به منظور شركت در جلسه استانداري در خصوص امداد رساني و پشتيباني رزمندگان اسلام عازم ايلام گرديده بود در حوالي مهران در حالي كه خودروي آنها زير آتش سنگين سلاح هاي دشمن قرار گرفته بود ، در معرض اصابت گلوله واقع و دست تقدير الهي گل وجود اين عزيز وارسته را گلچين و ستاره وجودش در زمين غروب و در افقي بالاتر طلوع كرد و در بیست و پنجمین روز اردیبهشت ماه 63 به جمع ديگر همرزمان شهيدش پيوست. روحش شاد و راهش پر رهرو باد
منبع : اداره هنری ، اسناد و انتشارات - معاونت فرهنگی و امور اجتماعی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
نظر شما