زندگی به سبک شهدا
انسان از مصاحبت با او لذت می برد ، به مسائل مادی اهمیت نمی داد. از همان ابتدا احساس کردم جایش در دنیای دیگر است. مثل یک پرنده ی پر بسته و عاشق آزادی بود...

نوید شاهد ایلام
 
زندگی به سبک شهدا

*- شهید حمزه چناری: 1345-1364
ای خداوند بزرگ: سه چیز از درگاه بی نیازت می خواهم:1- به تمام مؤمنین توفیق ده که تا آخر عمر افرادی باشند مفید برای اسلام عزیز2- ظهور حضرت مهدی(عج) را برای نابود کردن ظلم و ستم و هدایت کردن مؤمنیت برای تقرببه درگاهت و برای نابود کردن منافقین و مفسدین و برای برپایی حکومت جهانی اسلام تعجیل فرما3- الهی به من ضعیف و معصیت کار توفیق ده تا بتوانم انتقام خون شهدا، البته نه برای احساساتم ، بلکه برای رضای تو از دشمنان اسلام بگیرم.
 فرازی از وصیت نامه شهید

*- شهید حمیدرضا دستگیر:1346-1367
او چون اخلاق پسندیده ای مثل راستگویی، متانت ، شجاعت و روحیه ایثارگرانه داشت. به او جواب مثبت دادم و زندگیمان را بدون تشریفات و در نهایت یکدلی و یکرنگی شروع کردیم. او فردی صبور ، منطقی و دوست داشتنی بود، انسان از مصاحبت با او لذت می برد ، به مسائل مادی اهمیت نمی داد. از همان ابتدا احساس کردم جایش در دنیای دیگر است. مثل یک پرنده ی پر بسته و عاشق آزادی بود.

*- شهید نورالدین خدامرادی: 1341-1362
لباسهای بسیار ارزان قیمت می پوشید ، اما پاکیزه و معطر، از بس قناعت می کرد ، همیشه لباس ها و کفش هایش را وصله می زد و تا حد امکان از آنها استفاده می کرد... با اینکه همه او را دوست داشتند و ا را به مهمانی دعوت می کردند، اما او به خاطر پرهیز از شبهات دعوت ما را نمی پذیرفت و طوری هم جواب رد می داد که دیگران ناراحت نشوند، تنها دعوت کسی را می پذیرفت که اهل خمس بود و خمس مالش را ادا می کرد و شغلش مباح و حلال بود...
راوی همرزم شهید

*- شهید رضا بازی:1333-1365
در حفظ بیت المال وسواس و دقت زادی داشت. حتی برای یک عدد فشنگ ، حساس بود و اصرار داشت که مهمات بدون ضرورت مصرف نشود. برای فشنگ ها و نارنجک هایی که گم یا زیر خاک پنهان می شد نیروها را ابزخواست می کرد.
راوی همرزم شهید

شهید محمد پرکاسی:1348-1367
انسانی کم حرف، منظم و پاکیزه بود. در پوشیدن لباس و بستن فانسقه خیلی مرتب بود، همیشه پوتین هایش را واکس می زد، شیشه عطری در جیب داشت و خودش را معطر می کرد ، به نظافت شخصی خیلی اهمیت می داد، شی ها برای مسواک زدن مسافتی نسبتاً طولانی را از تپه ای که روی آن مستقر بودیم پایین می رفت تا بتواند در کنار تانکر آب، مسواک بزند.
راوی همرزم شهید

منبع : اداره هنری، اسناد و انتشارات- معاونت فرهنگی آموزشی - بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده