یادها و خاطره ها
بصورت ردیف های منظم، ضربه های کابل سیاهشان را محکم و ناجوانمردانه به پیکر نحیف اسرا می نواختند. کم کم موقع تنبیه ما هم نزدیک شده بود.افسر عراقی که مثل قاتل به ما نگاه می کرد صافی بزرگی از درختان خرما(نخل) را به دست گرفته و به ناحیه پشت و سینه اسرا یک ضربه می زد...

نوید شاهد ایلام

در سایه عنایت انبیاء و امامان

چند روزی از اسارتم در کشور عراق نگذشته بود. عراقیها اعلام کردند با توجه به اینکه توپخانه ایران، شهر الماره عراق را در زیر آتش توپخانه قرار داده است.

مجبوریم اسرا را به بغداد منتقل کنیم. مدت دو هفته از اسکان ما در شهر العماره می گذشت. آن روزها، روزهای سختی بودند که نیروهای عراق در جهت کسب اطلاعات بیشتر، خیلی وحشتناک و بی رحمانه اسرا را ضرب و شتم می کردند. عراقیها در یک اقدام سریع بدون معطلی ما را سوار بر اتوبوسها کردند تا به بغداد انتقال دهند. دامنه تنبیهات در شهر بغداد یکی از سربازان عراقی به همراه افسر ارشدش از ساعت 8 صبح تا ساعت 12 ظهر شروع به کتک کاری اسرا کردند. عباس چراغی یکی از اسرای ایلامی ساکن بخش صالح آباد در کنارم بود. من قبل از این تنبیه یک ضربه ی محکم کابل به پشتم اصابت کرده بود. طوری که از شدت درد، رگ گردنم گرفته بود. آنجا عراقیها بدون توجه به اینکه ممکت است اسیری زخمی برداشته ، مریض یا مجروح باشد،

بصورت ردیف های منظم، ضربه های کابل سیاهشان را محکم و ناجوانمردانه به پیکر نحیف اسرا می نواختند. کم کم موقع تنبیه ما هم نزدیک شده بود.افسر عراقی که مثل قاتل به ما نگاه می کرد صافی بزرگی از درختان خرما(نخل) را به دست گرفته و به ناحیه پشت و سینه اسرا یک ضربه می زد.

عباس چراغی که در کنارم ایستاده بود با صدای آهسته گفت: یا خاص علی(بقعه امامزاده علی صالح (ع) فرزند عبیدالله الاعرج، که زیارتگاه مردم  این دیار است)کمک کن صافی دست این افسر عراقی بشکند، چون آن افسر واقعاً مثل وحشی به اسرا حمله ور می شد.خدا شاهد است پس از سه ضربه که به پیکر سایر اسرا نواخت. صافی خرما از وسط به دو نصف شد. بعد از چند لحظه افسر ارشد عراقی صافی خرما را پرت داد و تنبیه ما ناتمام ماند.

در سایه عنایت انبیاء و امامان/ خاطره ی از آزاده سرافراز کلانتر علی آبادی

در سایه عنایت انبیاء و امامان/ خاطره ی از آزاده سرافراز کلانتر علی آبادی



راوی خاطره - آزاده سرافراز کلانتر علی آبادی اردوگاه الرمادیه کمپ 10 - مدت اسارت سه سال

منبع: اداره اسناد و انتشارات- معاونت فرهنگی آموزشی - بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده