با عفت و حجابتان مشت محكمى بر دهان منافقين و كفار بزنيد.

به گزارش نوید شاهد ایلام، سردار رشید اسلام  شهید سرحد عبداللهی در سال 1347 در روستای حسن گاوداری بخش شیروان چرداول چشم به دنیا گشود . مقطع ابتدایی را در روستای محل زندگی خود گذراند . ایشان در یک خانواده مستضعف ما متدین به زندگی فقیرانه پدر کمک می کرد و از همان کودکی یار و یاور پدر خود بود و بعد از مهاجرت به شهر ایلام او دوران راهنمایی را در یکی از مدارس شهر ایلام به پایان رسانید .
در زمان تحصیل به مطالعه کتابهای مذهبی بسیار علاقه داشت و همیشه به قران و چگونگی قرائت آن عشق می ورزید. همزمان با تحصیل در دوره دبیرستان شبها در کلاس نهضت سواداموزی به بیسوادان درس می داد.


این شهید عزیز همچنان اسلام را در نظر داشت و از اسلام سخن می گفت ، دوران تحصیل را در رشته برق ادامه داد و به خاطر ضرورت داشتن دفاع از کیان مملکت خویش رفتن به جبهه را بر ادامه تحصیل به دانشگاه را ترجیح داد ، و راهی جبهه های حق علیه باطل گردید.
وارد سپاه پاسداران شد و از آنجا که علاقه شدیدی به اسلام داشت همواره با برداران انس گرفت و لحظه ای از انها دور نمی شد با ورود به سپاه به عنوان مربی پدافند باختران مأمور شد بعد از مدت 6 ماه آموزشی توانست که مربی خوبی باشد و با چند دوره آموزش چگونگی کاربرد انواع اسلحه و توپهای ضد هوایی را آموخت و بعد از اتمام ماموریت به لشکر 11 میرالمومنین (ع) در مهران برگشت . ایشان در لشکر حضرت امیر(ع) چندین بار همراه برادران به تک رفتند و پیروز و سربلند به پایگاه بازگشتند تا اینکه در آخرین تک که هدف ، منهدم کردن تانکهای عراق و بیرون راندن آنها بود همراه جمعی از یارانش بعد از انهدام چندین دستگاه تانک یک  گلوله توپ به میان آنها اصابت کرد و همراه جمعی از همرزمان خود در چهارمین روز از مردادماه 1367 از ناحیه گردن مورد اصابت ترکش دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید مزار این شهید گرانقدر در جوار امامزاده علی صالح (ع) قرار دارد.

در زیر متن وصیت نامه این شهید گرانقدر را می خوانیم
بنام الله پاسدار حرمت خون شهيدان
« انا لله و انا اليه راجعون »
اى خدائى كه وجودم را در رحمانيت و بنيانم را در هدايتت و ايمانم را به نعمتت و حياتم را به طاعتت ميبينم .بى صبرانه در وصالت بر خود مى تابم نعمتى نصيبم كن كه چون ابرى در بهارباران  و غبار را از رخ گلها بشويم . خداوندا ايثارى عطايم كن چون شمع بسوزم و از شهيدانم قرار ده تا به وصالت دست يابم .
پدر و مادرعزيزم من داماد شدم و همسر من شهادت است ، آنگاه گلوله‌ها بر تنم اصابت كرد مثل اين بود كه انگشتر در دست همسرم كردم و آنگاه كه روحم از تنم جدا شد مثل اين بود كه جواب بله به همسرم دادم و آنگاه كه كفن پوشيدم مثل اين بود كه لباس دامادى پوشيدم و شب اول قبرم ، شب حجله من خواهد بود .
امروز روز سنجش ايمان مسلمانان است  با عزمى راسخ و استوار در برابر كفار همچون سدى آهنين باشید . خواهرانم صبور و با استقامت باشيد و با عفت و حجابتان مشت محكمى بر دهان منافقين و كفار بزنيد . از خواهرانم مى خواهم كه فرزندانشان را در راهى كه امام حسين (ع) رفت تربيت  كنند .
(  والسام عليكم اهل اجمعين و لعنت الله قوم الظالمين )
 
منبع : اداره هنری، اسناد و انتشارات - معاونت فرهنگی آموزشی

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده