شهید بهمنی پور: با سه چهار نفر از همرزمانش برای شناسایی به مأموریت رفتند تا زمینه برای عملیات مسلم بن عقیل مساعد شود. ایشان با همرزمانش به تنگه می روند، منطقه ازآنجا که پوشیده از نیزار بود. و نیزارها پر از مین دشمن و راه رفتن را مشکل کرده بود

به گزارش نوید شاهد ایلام، شهید روضان بهمنی پور فرزند خیدان در دهمین روز از آذر ماه سال 1309 در منطقه سومار دیده به جهان گشود. وی که از خانواده ای فقیر و مستضعف بود و به ناچار برای امرار معاش خانواده خود باید کار می کرد و در کارهای کشاورزی و دامداری سخت به خانواده کمک می کرد تا وارد جهاد سازندگی شد و با شروع جنگ تحمیلی بنا به احساس تکلیف شرعی و لبیک به ندای رهبر کبیر انقلاب به عنوان نیروی بسیجی عازم جبهه نبرد با متجاوزان بعثی شد و سرانجام در پانزدهمین روز از مرداد ماه سال 1361 در منطقه سومار بر اثر برخورد با مین و متلاشی شدن تمام بدن به شهادت رسید. از این شهید گرانقدر 8 فرزند به یادگار مانده است. مزار این شهید والامقام در گلزار شهدای شهرستان ایوان می باشد.

حیدر مرادی پور همرزم شهید در مورد شجاعت و شهامت شهید چنین می گوید:

در جبهه سومار غرب در تنگه مندلی قسمت شناسایی و عملیات مسلم بن عقیل بر عهده من و همرزمانم بود شهید بهمنی پور با سه چهار نفر از همرزمانش برای شناسایی به مأموریت رفتند تا زمینه برای عملیات مسلم بن عقیل مساعد شود. ایشان با همرزمانش به تنگه می روند، منطقه ازآنجا که پوشیده از نیزار بود. و نیزارها پر از مین دشمن و راه رفتن را مشکل کرده بود ، اما شهید روضان نترس و شجاع بود جلو افتاد و تا نزدیک دشمن پیش می رود و با وجود تاریکی مطلق شب منطقه و نیزارها را شناسایی می کند منطقه ای که مین مثل کشتزار گندم کاشته شده بود.
در حین برگشت و پایان شناسایی شهید بهمنی پور با دیگر همرزمانش روی مین می روند و تنها یکی از برادران جان سالم به در می برد که با آن هم مین پایش را قطع کرده بود ، در این هنگام با شنیدن صدای انفجار شدید نیروهای خودی به کمک آنها می روند و با پیکر در خون شناور شان مواجه می شوند و تنها می توانند آن یک نفر زخمی را نجات دهند که همان یک نفر زنده ماند و اطلاعات مهم را در اختیار عوامل  عملیات می گذارد . عملیات با توجه به اطلاعاتی که به دست شهید بهمنی پور و همرزمانش تهیه شده بود با موفقیت انجام گرفت. و وقتی عملیات تمام شد من ناگهان به گریه افتادم که در این بین حاج ابراهیم همت به من نزدیک شد و گفت فلانی چرا گریه می کنی! عملیات با موفقیت صورت گرفته.
گفتم حاج همت این هایی که شهید شدند آرزویشان این بود که جشن آزاد سازی مناطق تحت تصرف دشمن را ببینید و بعد بروند اما حالا که این مناطق آزاد شد دیگر در میان ما نیستند.
حاج همت با مهربانی دستی به سرم کشید و گفت شاهدان واقعی این خوشحالی آنها هستند در آسمان ما را می بینند و آزادی این مناطق را جشن می گیرند و این حرف حاج همت باعث تسکین من شد.
منبع: اداره اسناد بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده