شیهد علی رضایی وصیت می کند: ای مادر مهربان، بعد از خدا امیدم به توست و تو برای من زحمت زیادی کشیدی، خداوند به شما اجر عظیم بدهد، کنار پیکر من با صبر و استقامت و استوار بنشین تا مرا در خاک گذارند.
به گزارش نوید شاهد ایلام، شیهد علی رضایی فرزند علی محمد در سال 1327 شمسی در روستای ماهوته از توابع بخش مرکزی آبدانان دیده به جهان گشود. زمان جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران به عنوان پاسدار به سپاه پیوست و مسئولیت تدارکات را بر عهده گرفت. شهید رضایی پس از مجاهدت های فراوان سرانجام در اولین روز از شهریور ماه سال 1367 در منطقه عملیاتی مهران به شهادت رسید. از وی 4 فرزند به یادگار باقی است. مزار این شهید گرانقدر در گلزار شهدای شهرستان آبدانان قرار دارد.

شهیدعلی رضایی در وصیت نامه اش چنین می نویسد:

با سلام و درود بیکران به منجی عالم بشریت امام زمان (عج) و نایب برحقش روح خدا خمینی می روم تا به دشمنان اسلام و قرآن نشان دهم که مرگ در راه خدا چه سعادتی دارد و با مرگ خویش درس چگونه زیستن را به از خدا بی خبران بیاموزم.
*مادر عزیزم
اما سخنی با تو مادر عزیز و مهربانم شما برای من خیلی زحمت کشیدی مرا در شکم خود و چند سال مرا در دامن خود با آن همه زحمت که شب و روز برایت فرقی نداشت مرا به حد بلوغ رساندی بنده گر چه جواب خوبیهایت نتوانستم بدهم ولی شما مادر عزیز و مهربانم به بزرگی خودتان مرا ببخشید و مرا حلال کنید، اما اگر سعادت داشتم که در راه خدا شهید شوم برای من شیون و سیاه نپوشید و اگر هم پوشیدید بیشتر از چهل روز سیاه نپوشید و موی خود را نکنید و کاری نکنید که دشمنان اسلام دلشاد شوند برای شهیدان دعا کنید تا خداوند ما را مورد عفو قرار دهد. انشاءالله ما هم با شفاعت خویش در آن دنیا بتوانیم جواب خوبی هایتان را بدهیم.
 ای مادر مهربانم بعد از خدا امیدم به توست و تو برای من زحمت زیادی کشیدی خداوند به شما اجر عظیم بدهد، کنار پیکر من با صبر و استقامت و استوار بنشین تا مرا در خاک می گذارند.
*برادران عزیزم
 اما سخن با شما برادران عزیزم، اسلام عزیز را فراموش نکنید و با جان و دل از آن حراست کنید اگر من شهید شدم شما اسلحه مرا بردارید و با دشمنان اسلام و قرآن تا آخرین قطره خون خود بجنگید، برادران عزیزم اگر من برای شما برادر خوبی نبودم اما شما مرا حلال کنید و از خداوند بخواهید که مرا مورد رحمت خود قرار دهد.
*همسر مهربانم
 اما تو ای همسر مهربانم اگر بنده برای شما شوهر بدی بودم ولی امرزو که به این راه آمده ام امیدوارم که مرا حلال کنید و با بچه های مان با مهربانی و تربیت اسلامی رفتار کنید و آنان را در مدرسه بگذار، همسر مهربانم برای بچه ها مادری مهربان و دلسوز باش، مرا ببخشید و مرا حلال کنید و هنگامیکه جنازه مرا آوردند و کنار جنازه ام با رفتاری که مورد رضای خدا باشد، رفتار کن و حجابت را حفظ کن.
*خواهران عزیزم
خواهران عزیزم امیدوارم که شما هم مرا حلال کنید و زینب وار بعد از من زندگی کنید.
از تمام اقوام و نزدیکان طلب حلالیت می طلبم و آرزومندم که امام را تنها نگذارید و همیشه او را دعا کنید.
منبع: اداره اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده