دارای روحیه ی اخلاص بالایی بود؛ هیچ چیز برای خودش نمی خواست؛ نظم و انضباط بر رفتارش حاکم بود؛ اهل توسل و دعا و نماز شب بود؛ بعضی مواقع برای دوستان احادیث و روایات نقل می کرد؛ به نظافت شخصی خیلی توجه داشت و حتی در خط مقدم جبهه، عطر استعمال می کرد.نوید شاهد ایلام به مناسبت سالگرد «شهید جعفر چناری» گوشه ای از خصوصیات اخلاقی وی را از زبان همرزمانش منتشر می کند.
به گزارش نوید شاهد ایلام، شهید جعفر چناری متولد 1344 در یک خانواده کاملاً مذهبی دیده به جهان گشود. از همان سالهای نوجوانی یعنی اول راهنمائی در تظاهرات دوران انقلاب شرکت فعال داشت تا اینکه در سال 59 همزمان با آغاز جنگ تحمیلی به عضویت سپاه در آمد . آن زمان که قسمتی از کشور در اشغال دشمن بود نخلستانهای مهران و کنجانچم شاهد نبرد دلاورانه این شهید گرانقدر بود و در سال 62 در عملیات های والفجر شرکت فعال داشت تا اینکه در بیست و پنجم شهریورماه سال 64 بعنوان فرمانده گروهان بعد از درگیری تن به تن با نیروهای بعثی در آستانه ماه محرم در مناطق عملیاتی چنگوله دعوت حق را لبیک گفته و به مولایش ابا عبدالله اقتدا نمود و شربت شهادت را نوشید.مزار شهید در جوار امامزاده علی صالح(ع) قرار دارد.

سرهنگ پاسدار کرم نوروزی درباره ی ویژگی های اخلاقی و رفتاری شهید جعفر چناری چنین می گوید: «زمانی که در دبیرستان شهید مطهری ایلام مشغول تحصیل بودم، با جعفر چناری آشنا شدم. در سال 1361 به اتفاق هم به بسیج رفتیم و به عضویت بسیج درآمدیم. بعد از آن در چند عملیات، از جمله والفجر مقدماتی که در منطقه ی دهلران اجرا شد شرکت کردیم. پس از آن که در سال 1362 به عضویت رسمی سپاه درآمدیم؛ برای گذراندن دوره آموزش عمومی نظامی، به پادگان شهدای کرمانشاه اعزام شدیم. در آنجا دوره ی آموزشی بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم و در هر مرحله از مراحل دوره ی آموزشی از تعداد نیروها کاسته می شد. به طوری که در پایان دوره، از تعداد 120 نفری که از استان ایلام به پادگان معرفی شده بودند، فقط پنجاه تا شصت نفر موفق به گذراندن دوره شدند. فعالیت ها شامل: گشت و شناسایی، راه پل، سُرسُره مرگ، پرش از خودرو درحالِ حرکت و همچنین سینه خیز رفتن در مناطق مختلف از جمله در محیط باتلاقی بود. با وجود دشواری دوره، جعفر چناری جزو نفرات اولی بود که تمام مراحل آموزشی را با موفقیت پشت سر گذاشت. حضور او در این دوره برای ما مایه ی قوت قلب بود.
در عملیات والفجر مقدماتی، دو برادر دیگرش یعنی حمزه و مسلم و نیز پدرش حاج محسن حضور داشتند. هر چه فرماندهان اصرار داشتند که فقط یکی از آن ها در عملیات شرکت کند، هیچکدام از آنها نمی پذیرفتند. در عملیات والفجر3 این واقعه نیز اتفاق افتاد و از یک خانواده، چهار نفر در عملیات شرکت کردند. در عملیات والفجر3 که منجر به آزادسازی قلاویزان و مناطق دیگری از مهران شد، جعفر به عنوان خط شکن به نیروهای گروهان ویژه پیوست. در این عملیات من و تعدادی از همرزمان به تیپ 21 امام رضا(ع) به فرماندهی سردار قالیباف پیوستیم. در آنجا شاهد بودیم که جعفر پیشاپیش نیروها حرکت می کرد.
جعفر دارای روحیه ی اخلاص بالایی بود؛ هیچ چیز برای خودش نمی خواست؛ نظم و انضباط بر رفتارش حاکم بود؛ اهل توسل و دعا و نماز شب بود؛ بعضی مواقع برای دوستان احادیث و روایات نقل می کرد؛ به نظافت شخصی خیلی توجه داشت و حتی در خط مقدم جبهه، عطر استعمال می کرد.»

سرهنگ پاسدار عباس احمدی درباره ی شهید جعفر چناری می گوید: «سال 1358 زمانی که در دبیرستان مشغول تحصیل بودم، در دوره های فرهنگی گوناگونی که به وسیله ی سازمان تبلیغات اسلامی برگزار می شد، شرکت می کردم. جعفر چناری هم که دانش آموز بود در دورههای فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی که سرپرستی آن با حاج آقا محسن تفویضی بود حاضر می شد. آشنایی من با جعفر از همان زمان شروع شد. در تابستان همان سال تعداد شصت نفر از دانشآموزان، در اردوی فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی که در مناطق روستایی شهرستان شیروانچرداول برگزار شد، شرکت کردند. من و جعفر هم در آن اردو شرکت کردیم. فعالیتهای گوناگونی از قبیل شرکت در جمع آوری محصولات کشاورزان، ارائه خدمات بهداشتی، پخش فیلم و توزیع کتاب در بین روستاییان از جمله برنامه هایی بود که برای شرکت کنندگان در اردو ترتیب داده بودند. از دیگر فعالیت ها؛ اسلحه شناسی، نگهبانی، پرتاب نارنجک و تیراندازی بود که به وسیله ی نیروهای سپاه پاسداران آموزش داده می شد. چناری در دوره آموزش نظامی به عنوان دانش آموز ممتاز انتخاب شد و مورد تشویق قرار گرفت.

جعفر چناری بعدها به عضویت رسمی سپاه درآمد و به عنوان فرمانده گروهان ثارالله، زیرمجموعه گردان 503، منصوب شد. من و چند نفر دیگر از دوستان دانش آموز، به گروهان ثارالله که در تپه230 مستقر بود مراجعه کردیم. چناری برنامه ی گروهان را به ما ابلاغ کرد. برنامه از این قرار بود که یک شب استراحت می کردیم، یک شب در آماده باش بودیم و شبی هم تک شناسایی محدود داشتیم. معمولاً در تک های شبانه، جعفر، خود، پیشاپیش نیروها حرکت می کرد و مسیر را از لحاظ میدان مین یا کمین بررسی می کرد و اولین کسی بود که به سوی دشمن شلیک می کرد.
جعفر از لحاظ نظامی بسیار با انضباط بود؛ دفاتر نگهبانی را بررسی می کرد؛ در کندن سنگر و احداث کانال مشارکت داشت؛ لباسش مرتب، پوتین هایش واکس زده و شلوارش اتو کشیده بود. از نظر اخلاقی، طهارت روح داشت. به نماز شب اهمیت می داد و همیشه با وضو بود.
شهریورماه1364 گروهی از نیروهای بعثی در منطقهی دارخرما (منطقه ی عمومی مهران) به قصد وارد کردن ضربه به نیروهای خودی به خط دفاعی ما نفوذ کردند و دست به تحرکاتی زدند. جعفر چناری همراه شماری از رزمندگان به مقابله با آنان پرداخت و در یک نبرد تن به تن با آن ها می جنگید. سرانجام، پس از نزدیک به دو روز نبرد جانانه، جعفر چناری بر اثر اصابت گلوله ی دشمن از ناحیه سینه مجروح شد و همراه تنی چند از یارانش در آستانه ماه محرم، شربت شهادت نوشیدند و همچون یاران امام حسین(ع) دعوت حق را لبیک گفتند. درود و رضوان الهی بر آنها باد.
منبع: اداره اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده