علی حاتمیان همرزم شهید "یادگار امیدی" می گوید: جهت شناسایی مواضع دشمن وارد خاک عراق شدیم، در بازگشت یکی از همرزمان گفت: قمقمه ام را جا گذاشته ام. به محض این که عراقی ها آن را پیدا می کردند، عملیات لو می رفت. مجبور بودیم برگردیم تا قمقمه را پیدا کنیم. حاج یادگار گفت: "شما چهار نفر این جا بمانید تا من و منصوری برگردیم و قمقمه را بیاوریم... ادامه این خاطره را در نوید شاهد ایلام بخوانید.
به گزارش نوید شاهد ایلام، شهید حاج یادگار امیدی فرزند کیقباد سال 1333 در روستای چشمه رشید کارزان دیده به جهان گشود، تحصیلات خود را به طور متفرقه ادامه داد بعد از پایان دوره ابتدایی در کارگاههای فنی ایلام مشغول به کار شد.
با شروع جنگ در حالیکه در جهاد سازندگی مشغول به کار بود به میدان جنگ شتافت. شهید بارها مجروح شد اما بازهم دست از نبرد با دشمن نکشید و به عضویت رسمی سپاه پاسداران در آمد، شهید از بانیان صندوق قرض الحسنه شهدا در ایلام  بود. وی  سال 1363 به خانه دوست دعوت شد و در هشتمین روز از آذر ماه  1364پس از  یک نبرد دلیرانه در منطقه کانی سخت بر اثر شلیک تیر مستقیم به ناحیه سر به شهادت رسید. مزار شهید در جوار امامزاده علی صالح(ع) قرار دارد.از این شهید گرانقدر سه فرزند به یادگار مانده است.



در ادامه دو خاطره شنیدنی از همرزم این شهید گرانقدر را با هم می خوانیم:


تخمین دقیق مسافت در تاریکی شب

علی حاتمیان، همرزم شهید امیدی می گوید: قرار بود عملیات والفجر۵، مردادماه۱۳۶۲ در منطقه ی چنگوله، حد فاصل مهران- دهلران، به اجرا درآید. لازم بود قبل از اجرای چنین عملیاتی، از موقعیت نیروهای دشمن، محل استقرار توپخانه دوربرد، دوشکاها و وضعیت شهرک های عراق(شهرک بگسایه، آل یاسین و شیخ احمد) و خالی بودن آن ها از مردم عادی، اطلاعاتی کسب شود. واحد اطلاعات- عملیات تیپ۱۱۴ امیرالمؤمنین(ع) مأمور شد، شناسایی لازم را به عمل آورد. یک گروه شناسایی به تعداد ده نفر از جمله حاج یادگار امیدی عازم محل مأموریت شدیم تا اوضاع شهرک های مرزی شیخ احمد و بگسایه عراق را بررسی کنیم. بعد از ظهر ۲۰بهمن ماه۱۳۶۲ از مقر اطلاعات عملیات، واقع در شهرک اسلامیه ملکشاهی، به سمت شهرک بگسایه حرکت کردیم. بعد از شناسایی شهرک بگسایه، به سمت شهرک آل یاسین به راه افتادیم. در شهرک آل یاسین هیچگونه مقر نظامی و یا سکنه مردمی نبود. همه با هم از همان مسیری که رفته بودیم به طرف یگان خودی حرکت کردیم. پس از چند روز، گروه شناسایی آماده ی شناسایی شهرک شیخ احمد شدیم. ساعت چهار بعد از ظهر ۲۴بهمن ماه۱۳۶۲ از محل مقر اطلاعات  عملیات راه افتادیم. هنگام غروب به خط اول دشمن رسیدیم. با وجود موانع زیاد، توانستیم از وسط دو تپه ای که نیروهای عراقی روی آن ها مستقر بودند، عبور کنیم و همزمان با غروب آفتاب،خط مقدم دشمن را پشت سر گذاشتیم. هر چند این راه نفوذی، تنها راه برای عبور از خط مقدم دشمن بود، اما مشقت های زیادی به همراه داشت. راه نفوذی حدود پنج کیلومتر در عرض، با شهرک شیخ احمد فاصله داشت و می بایستی این فاصله را از پشت مقرهای نظامی(تیپ و لشکر) دشمن طی می کردیم تا به شهرک برسیم و بعد از انجام مأموریت، باز از همان مسیر برمی گشتیم. بعد از طی سه،چهار کیلومتر مسافت به جاده ی آسفالته ای رسیدیم. خودمان را به زیر یک پل سه دهنه رساندیم تا این که فرصتی پیش آمد و مسیر را به طرف شهرک شیخ احمد ادامه دادیم.

 تاریکی شب

 کم کم هوا تاریک شد و ادامه ی مسیر از داخل خاک عراق و از میان مقرهای متعدد دشمن بسیار مشکل بود. سرانجام به گوشه ی شهرک رسیدیم. از میان تیم، من و حاج یادگار وارد شهرک شدیم و بقیه با فاصله ی حدود یک صد متر از اولین ساختمان شهرک در گوشه ای مستقر شدند. برای این که شواهدی از بازدیدمان از شهرک در اختیار فرماندهان قرار دهیم، چند عدد پریز و کلید برق از یکی از منازل با خود آوردیم، تا آن را به فرماندهان تحویل دهیم. پس از کسب اطلاعات لازم در خصوص محل استقرار توپخانه و دوشکاهای دشمن، به طرف قرارگاه خود برگشتیم. دو کیلومتر از شهرک فاصله گرفته بودیم که سعداله منصوری گفت: قمقمه ام را جا گذاشته ام. به محض این که عراقی ها آن را پیدا می کردند، عملیات لو می رفت. مجبور بودیم برگردیم تا قمقمه را پیدا کنیم. حاج یادگار گفت: "شما چهار نفر این جا بمانید تا من و منصوری برگردیم و قمقمه را بیاوریم.در آن تاریکی شب، با آن بیابانی که اولین باری بود، قدم در آن گذاشته بودیم، هوش سرشاری می خواست که جهت را بیابد. اما خدا می داند که با وجود شن های روان، حاج یادگار و منصوری پس از پیدا کردن قمقمه، دقیقاً از همان مسیری که رفته بودند، برگشتند.


تخمین دقیق مسافت در تاریکی شب
منبع: اداره اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر: