همرزم شهید "سیف اله تردست" چنین می گوید: صبح روز شهادت بعد از اینکه از خواب بیدار شدیم و نماز صبح خواندیم سیف الله را با چهره عجیبی دیدم!! از او پرسیدم فلانی چی شده ؟ خودتی! گفت: احساس عجیبی دارم. امشب خوابی دیده ام و می دانم که حتماً شهید می شوم. ادامه خاطره خواندنی را در نوید شاهد ایلام بخوانید.

به گزارش نوید شاهد ایلام، شهید سیف الله تردست فرزند هاشم اول تیرماه 1345در روستای کارزان بخش مرکزی شهرستان چرداول دیده به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا مقطع ابتدایی ادامه داد اما به علت مشکلات مالی و نبود امکانات آموزشی مناسب در منطقه نتوانست به تحصیلات خود ادامه دهد . در کارهای کشاورزی و دامداری پا به پای پدر کار می کرد تا اینکه با رسیدن به سن قانونی انجام خدمت مقدس سربازی به عنوان سرباز وارد ارتش شد . وی سی و یکم شهریور ماه 1365 در منطقه عملیاتی چنگوله در حین انجام مأموریت بر اثر تصادف به شهادت رسید. مزار این شهید گرانقدر در جوار امامزاده علی صالح(ع) قراردارد.

همرزم شهید سیف الله تردست نحوه شهادت وی را چنین روایت می کند:


صبح روز شهادت بعد از اینکه از خواب بیدار شدیم و نماز صبح خواندیم سیف الله را با چهره ای عجیب دیدم.
از او پرسیدم که فلانی چی شده ،تو خودتی؟ گفت: احساس عجیبی دارم.
امشب خوابی دیده ام و می دانم که حتماً شهید می شوم.
من به شوخی به ایشان گفتم ای بابا حتماً خواب نما شدی!
گفت نه می دانم که واقعیت است و به آرزویم می رسم.
به هر حال بعد از صرف صبحانه قرار بود که نیروها برای انجام رژه روز سی و یکم شهریور سالروز تهاجم رژیم بعثی به میهن عزیزمان و آغاز هفته دفاع مقدس به ایلام بروند.گفتم سیف الله تو نرو امروز در داخل سنگر پیش هم هستیم اما او قبول نکرد و با جیپ 106 که تحویل ایشان بود به شهر رفت، بعد از انجام رژه در شهر ایلام هنگام بازگشت در جاده چنگوله بر اثر اصابت توپ دور برد که به بغل ماشین اصابت کرده بود از ناحیه سر به شدت مجروح و به شهر ایلام منتقل شد. اما شدت جراحت به قدری شدید بود که به بیمارستان کرمانشاه منتقل گردید و در همانجا به شهادت رسید.

منبع: اداره اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده