شهید " رضا اسدی" با توجه به اینکه در جبهه مهران پاي راست خود را تقديم راه حق نمود اما دست از مبارزه برنداشت و جان بر كف تا پايان جنگ در جبهه هاي مختلف حضور داشت و بارها در یادداشت های خود می نوشت معبودا!من ضعيف و ناتوانم، دوست دارم تمام بدنم را در راه تو بدهم.نوید شاهد ایلام ضمن گرامیداشت یاد و خاطره همه شهدای راه حق ، مناجات نامه و وصیت نامه این شهید والامقام را در سالگرد شهادت منتشر می کند.
به گزارش نوید شاهد ایلام، شهید رضا اسدی بیست و نهم اسفندماه 1342 در روستاي سرني از توابع شهرستان مهران در خانواده اي مذهبي متولد شد تحصيلات خود را تا سال سوم متوسطه ادامه داد.
اما شركت در جبهه هاي مقدس را بر درس و مدرسه ترجيح داد و به صف مجاهدان في سبيل الله پيوست ،ايشان با توجه به لياقت و شايستگي هايي كه در وجودشان موج مي زد در واحدهاي مختلف رزمي  زرهي تخريب مهندسي موتوري و پياده به عنوان فرمانده اي لايق چون ستاره اي منور سرافرازانه درخشيد از سال 1360 تا پايان جنگ در جبهه هاي غرب و جنوب در گرما و سرما بدون صرف اوقات فراغت تمام همّ و غم و خود را صرف جهاد و مبارزه نمود.
 با توجه به اينكه در سال 1361 در منطقه مهران پاي راست خود را تقديم راه حق نمود  اما دست از مبارزه برنداشت و جان بر كف تا پايان جنگ در جبهه هاي مختلف حضور داشت اما به قول خودش درِ باغ شهادت با پایان جنگ به رويش بسته شد  و توفيق ورود به باغ بهشتي را نداشت اما از آنجا كه وعده الهي حق است و سرنوشت طوري رقم خورد كه مشيت پروردگار باشد وی در سیزدهم دی ماه 1369 در حالي كه مشغول پاكسازي ميادين مين بود به جمع دوستان شهيدش ملحق شد و به لقا الله پيوست.
 
 

متن مناجات نامه و وصیت نامه بسیجی و جانباز شهید رضا اسدی

مناجات شهید

به نام الله ، به ياد الله و با درود بر منجى عالم بشريت ولى عصر و رزمندگان غيور جبهه‌ها كه با نثار خون پاك خويش درخت پربار انقلاب را آبيارى كرده و مى كنند و خواهند كرد.
خدايا اگر گل نيستم در گلستان زمين تو با گل هايى كه ريشه در كوثر عشق دارند همسايه‌ام.
 خدايا تو را به بوى خوش گل هاى گلستانت شميم لطفت را بر من نثار كن تا لياقت دوستى اينان را بيابم.
 خدايا ريشه‌ام را به ريشه و ساق و برگ هايشان پيوند زن تا شايد رمز پاكى و صداقت را از اينان وام بگيرم و لايق گلستان تو شوم.
 خدايا  هاى‌هوى بهشت مى‌شنوم چه غوغايى، حسين به پيشواز يارانش آمد. چه صحنه‌اى ، فرشتگان  ندا مي دهند كه همرزمان ابراهيم ، همراهان موسى، همدستان عيسى ، هم كيشان محمد(ص)، همسنگران على(ع) ، هم فكران حسين (ع)، همگامان خمينى از سنگر كربلا آمده‌اندچه شكوهى.

 خدايا به محمد بگو پيروانش حماسه آفريدند به على بگو شيعيانش قيامت به پا كرده‌اند،به حسين بگو كه خونش همچنان در رگ ها مى‌جوشد.
خدايا ، معبودا ، بارالها ! من ضعيفم و ناتوانم دوست دارم تمام بدنم را در راه تو بدهم.
 پروردگارا  اگر هر روز كاروان سرخ پوش شهيدان در كوچه‌های مان بگذرد و نخل غم در سينه مادران مان كاشته شود و تمام كوچه‌ها وخيابان ها به نام شهيدان باشد و شمر پست و فرومايه چون شب عاشورا آب را به روي مان ببندد و خانه و كاشانه مان چون خيمه‌هاى حسينى در ميان شعله‌هاى كفر جهانى بسوزد و نمروديان چون ابراهيم را به آتش افكندند و اطفال مان را سر ببرند فرياد خواهيم زد عشق ما حسينى است ، رهبر ما خمينى است.

سفارش شهید به دوستان و اقوام

در خاتمه از كليه دوستان و فاميل مى‌خواهم آنجا كه مي توانند در جبهه شركت نمايند و اگر نمى‌توانند هميشه در پشت جبهه به رزمندگان كمك نمايند و هميشه به نماز جمعه بروند كه شركت در نماز جمعه مشت محكمى بر دهان دژخيمان شرق و غرب مى‌باشد و اميدوارم در دعاها هيچ وقت امام را فراموش نكنيد و دعا بر جان امام را امرى واجب بدانيد .

دوست دارم تمام بدنم را در راه تو بدهم
 
منبع: اداره اسناد و انتشارات بنیاد شهید و امور ایثارگران استان ایلام
 


 






برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده