تو افتخار منی پدر، دلنوشته ای از "پروین اکبریان" نویسنده و شاعر ایلامی در وصف پدران آسمانی است که متن آن تقدیم حضور خوانندگان محترم می شود.
به گزارش نوید شاهد ایلام،  "پروین اکبریان" از فرهنگیان بازنشسته ایلامی است که سال هاست در وصف شهدا قلم می زند. این بار دلنوشته ای از او با عنوان «تو افتخار منی پدر»می خوانیم که در وصف روز پدر و میلاد با سعادت حضرت علی (ع) نوشته شده است.

پدر شهیدم روزت مبارک!

متن دلنوشته

روز میلاد با افتخار مولای متقیان و روز پدر است
ایستاده ام در آستانه آفتابی ترین روز جهان
می درخشد نور
تا بلندی های افق
رنگین کمانی در باران 
می چینم پر نور ترین ستاره های آرزویم را از چشمان پدر
قد می کشم تا نگاه تو 
نگاه سبز تو 
پدر ای سبزترین بهار من
ای ستاره باران در شب های تار سحرم
دوباره طلوع می کنی در شبم 
قد می کشم از زمین تا هاله های نورانی سیمای زیبای تو
تو افتخار منی 
در روزگاری که هیچ سواری 
مانند شهیدان راه حق 
صخره های تاریخ را به امید فتح قله ها پشت سر نگذاشت 
ای رؤیای هر شب کودکی های من 
باز هم امشب می بینمت که می آیی آهسته آهسته 
کنار من 
که دارم به یاد تو در روز پدر
و دور از چشم مادر 
به یاد‌تو گریه می کنم
باز هم می آیی تا لب هایت را آهسته 
بر گونه هایم بگذاری 
و به من بگویی:
مرد ،گریه نمی کند
پدر مرا ببوس امشب
تا من با شادمانی در میانه خواب و رؤیا 
فریاد بزنم 
مادر: این پدر است همین جا ،کنار ما 
آه پدر 
تنها خدا می داند
که هیچ گاه پس از شهادتت 
در زندگیم 
غایب نبوده ای 
امروز روز توست‌پدر
و روز میلاد بزرگ‌مرد تاریخ 
علی علیه السلام 
مرد بزرگی که گنجینه  علم نبی بود 
علی...
امروز از زنی پاکدامن 
یعنی فاطمه بنت اسد مادر علی
و در مقدس ترین جای زمین یعنی خانه کعبه 
زیباترین مولود هستی
پا به عرصه  گیتی نهاد 
تا دوش به دوش پیامبر نور  و هدایت را به بشریت هدیه دهد
امروز روز تو و میلاد علی است 
ای‌ پدر ای تمامی افتخار ایران 
اکنون من 
با دستانی که پر از رویش نگاه سبز تو 
جوانه زده اند تبریک صمیمانه ام را به پیش گاهت عرضه می کنم
ازمن بپذیر این کلمات تهنیتم را 
که هیچگاه در روز پدر این کلمات 
از خاطرم دور نشده اند
و لابه لای تبسم های تو 
و رشادت‌های تو 
و جانفشانی های مردانه ات 
در فرهنگ ایثار و شهادت 
هزاران بار 
شکوفه داده اند
افتخار شهادتت هیچگاه 
به پایان نمی رسد
و می کوشدهمواره از قله های نور
بر خاطر نسیم 
در تلالو شبنم 
در صدای گام های آمدنت 
همیشه ای در کنار من 
هرگز برای من غایب نبوده ای 
من در حضور همیشگی ات 
داشتن پدر را در کنار خود 
تجربه کرده ام 
آه ای تمامی امید من 
در وسعت نگاه آسمانت
تبریک مرا پذیرا باش
پدر 
با صامتی رسا 
که پس از رفتنت از عالم کودکی 
فاصله بسیاری گرفتن است
غنچه می کنم 
لب هایم را برای گرفتن بوسه ای از گونه های تو 
در آغوشم بگیر پدر 
در هاله، هاله نور
در خرمن ،خرمن از نگاه من
برای در اغوش کشیدنت
دستانم را به سوی خدا می گشایم 
پدر...
از نگاهت می آید به زمین 
خوشه، خوشه مهر
می خیزد از بهار 
می جوشد از چشمه سار سینه ات...
زمزمه ای است یاد تو 
برای من 
با لبخند غنچه ها 
با طلوع نسیم 
برایم بخند ای پدر
من تشنه لبخند‌تو أم 
همچون روزه داری برای آب 
همچون چشمی منتظر برای اذان و افطار و خشوع
هدیه کن بر من 
صلابت شانه هایت را ای کوه 
تا تکیه کنم در محراب قله نگاهت بر ستون خدا
ایستاده ام پدر
در آستانه  فصل شکوفه ها
تا باز گشایم از تفسیر لبخند شهادتت کتاب عشق خدا را
ای ولایت خدا پرست 
ای رسالت رهبر عشق بر دوش
بر من ببار
که تشنه باران رحمت آغوش تو هستم 
تا احساس سبز گل ها را در کنار شکوفه های قلبم 
پیوند دهم به بهار
تقدیم کنم به زمین 
تا قد‌کشم بر بلندی های نگاه‌ تو‌
جایی که خدا تحلیل می کند بر دیدگان شهید 
ای شهید جاوید 
ای پدر 
روزت مبارک باد

###
پروین اکبریان

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده