دلاوری بدون جان‌پناه
سیری در روایت از شهید نانکلی:

دلاوری بدون جان‌پناه

شهید «حسین نانکلی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. هم‌رزم او در خاطراتش چنین می‌نگارد: «نزدیک خط كه رسیدیم شهید نانكلی و دو نفر از هم‌رزمانش را دیدم. در یک دشت باز و بدون كمترین جان‌پناه و خاكریزی كه بتواند از اصابت تركش انسان را محافظت كند، می‌دویدند.»
عکس‌نوشت|تنها راه رسیدن به عدالت مبارزه است

عکس‌نوشت|تنها راه رسیدن به عدالت مبارزه است

شهید «احمد رستمی» از شهدای دوران دفاع مقدس است. نوید شاهد البرز عکس‌نوشتی از گزیده وصیت‌نامه این شهید را منتشر می‌کند.
همین یک چشم ما را کافیست
سیری در سیره و حیاتِ طیبهِ شهید گلکار:

همین یک چشم ما را کافیست

شهید «حمیدرضا گلکار» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او بعد از اینکه در عملیات چشمش را از دست می‌دهد، می‌گوید: «این چشم را برای خدا داده‌ایم و احتیاجی به آن نداریم همین یک چشم ما را کافی‌است.»
پدری مشتاق‌تر از پسر، شهید شد
سیری در حیاتِ طیبهِ شهیدمصباح:

پدری مشتاق‌تر از پسر، شهید شد

شهید «رمضانعلی مصباح» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او که به دنبال پسرش به جبهه می‌رود در آنجا ماندگار می‌شود و تا شهادت برنمی‌گردد.
شهیدی که می‌خواست در جرگه خریداران حرم باشد

شهیدی که می‌خواست در جرگه خریداران حرم باشد

فرزند شهید قنواتی می‌گوید: «مدافعان حرم نیز اگر شهید نشوند حداقل اسمشان در لیست مدافعان حرم زینب(س) ثبت خواهد شد.»
شهدا روشن‌کننده راه بودند

شهدا روشن‌کننده راه بودند

«زهرا خوبکویی» از زایران اربعین حسینی است که در دلنوشته ای بیان می‌کند: «باهر قدم، عطر شهدا در فضا پخش می‌شد،گویی شهدا در مسیر هستند و خوش‌آمدگوی زائران. به یاد شهدا و علما که دل را راهی کرب و بلا می‌‎کردند، قدم برمی‌داریم. شهدا راه را نشان می‌دادند، روشن کننده مسیر بودند.»
روایتِ مادرانه از نیمه قلبی که با پسر می‌رفت
سیری در خاطرات شهیداسمی؛

روایتِ مادرانه از نیمه قلبی که با پسر می‌رفت

مادر شهید «ابراهیم اسمی» از شهدای مدافع حرم روایت می کند: «بچه ها که می روند بیرون کمی که دیر می کنند من نگرانشان می‌شوم اما ابراهیم که سر کار می‌رفت، نصف قلب من باهاش می‌رفت ولی به بچه ها نمی گفتم، تو دل خودم نگه می‌داشتم.»
شهیدی که حامی مظلومان بود
سیری در حیات طیبه شهید اسمی:

شهیدی که حامی مظلومان بود

شهید «ابراهیم اسمی» از شهدای مدافع حرم است. در روایت از او آمده است: «از همان دوران کودکی دفاع از مظلوم در او نهادینه شده بود. اگر می‌دید به کودکی داره ظلم می شود، یا عده‌ای مسخره‌اش می‌کنند یا کتکش می‌زنند، تحمل نمی‌کرد و قبل از اینکه ناظم مدرسه یا بزرگ‌تر دیگری برسد خودش وارد عمل می‌شد و از آن مظلوم دفاع می‌کرد.»
خاطره یک بدرقه
سیری در خاطرات خودنوشت شهیدآجرلو:

خاطره یک بدرقه

شهید«حسین آجرلو» از شهدای دوران دفاع مقدس است. او در خاطرات خودنوشت خود از خاطره اعزامش به جبهه می نگارد: «ما شیشه‌ها را باز كرده بودیم و آنها به ما دست می‌دادند خداحافظی می‌كردند و چند روزی برای بدرقه در ابهر اتوبوس زدیم و راهی شهر قزوین شدیم و نهار را ساعت چهار خوردیم.»
دلنوشته شهید مدافع حرم/ «معرفت شهادت»

دلنوشته شهید مدافع حرم/ «معرفت شهادت»

شهید مدافع حرم «محمد حمیدی» در دلنوشته‌ای می‌نویسد: «شهادت را لیاقت لازم نیست معرفت لازم است، منتهی آرزوی هر انسانی رسیدن به کمال است.»
بعدی 3 4 5 6 قبلی