با دوربین، کنجکاو و ذوق زده در سکوت دنبال این پرستار تازه عروس با صورت ناپیدا افتادم که جایی وسط خستگی هایش مکثی کرد و آرام گفت:«بیا من جمله ای می نویسم کف دستم شما ثبت کن»"سنگر همان سنگر است و مردم همان مردم!" آخرش هم هشتكی زد#من قاسم سلیمانی ام. ادامه اين گفتگو را در نويد شاهد ايلام بخوانيد.

 نويد شاهد ايلام، به زیر آن لباس و عینک و شیلدها چند باری که با دوربین مستندسازی بین کادر درمان بیمارستان اصلی کرونای ایلام بودم،تقریبا کلاً نفهمیدم کی به کی بود! و صرفا تمرکزم روی نام نوشته های روی چکمه ها بود و بعضاً پشت لباس ها!

در میان حجم تلاش های زیبا دنبال سوژه بودم که به گریه و بی تابی های پسربچه معصومی رسیدم بی تاب اسباب بازی های خانه و بازی با پدر! و پرستار جوانی که به هر دری می زد برای ندیدن اشک های بچه!تازه عروس بود،سریع زنگ زد و از همسرش خواست در این شرایط تعطیلی بازار و قرنطینه تفنگ و ماشینی برساند درب بیمارستان! و در کمتر از ۱۵ دقیقه امیرعلی ساکن بخش ایزوله! لای میله های تخت های بیمارستان شروع کرد به شلیک و حمل بار با نیسان آبی !

با دوربین کنجکاو و ذوق زده در سکوت دنبال این پرستار تازه عروس با صورت ناپیدا افتادم که جایی وسط خستگی هایش مکثی کرد و آرام گفت بیا من جمله ای می نویسم کف دستم شما ثبت کن: "سنگر همان سنگر است و مردم همان مردم!"آخرش هم هشتگی زد#من قاسم سلیمانی ام.


 با لحن صدای خسته و درمانده از هُرم گرمای زیر چکمه و لباس ها! گفت:" این رو هم‌ به همه بگو که ما دختر همون پدرانی هستیم که دیروزها برای حفظ این خاک و این مردم جانشان را گذاشتن کف دست شان! و حالا نوبت ماست که ان خط ایثار را ادامه دهیم!"

از نسل آرش در مکتب حاج قاسم


به شدت کنجکاو بودم بدانم این دختر منتسب به کدام پدر است؟!

وسط سرکشی ها و رساندن داروی بیماران...رو به دوربین‌گفت:"پدر جانباز من همین الان هم آن بیرون شبها با همرزمان و دوستانش در حال ضدعفونی شهر هستند ،...اینها با اینکه وظیفه شان را سالها پیش تمام و کمال انجام داده اند باز الان هم ننشسته اند! آن وقت رواست نسل ما فرزندان این مردها که الان وقت ادای دین مان به این خاک و این‌مردم است،بایستیم؟!"


و من و آن دوربین بالیدیم به نوید این نسل رشید که هر روز در یک لباس آبروی ایران می شود!

پرسیدم تازه عروسید و خانواده و همه انتظارها دارند از شما؟!
گفت:"من از همان اول کرونا به همه گفتم هر کس به سبب داشتن بچه کوچک و یا مشکل مشابه معذور است از حضور در شیفت؛ من به جای همه شیفت می روم! و ذره ای هم در این تصمیم عین دیروزهای پدران مان تردید نکردم!"

اینجای سخن دیگر من مکثی محکم کردم و گفتم تو دختر کی هستی؟!!!

گفت:"طیبه دختر حاج حیدر محقق"!!

و کیست که زیر سقف این ایلام زجرکشیده سرفراز! حاج حیدر را نشناسد!
 اشکم عین آن آنشرلی کارتون کودکانه هایم سرازیر شد....اشک شوق و شکر برای این فرزندان مؤمن به مسیر پدران شان!
اشک شوق از اینکه نمی دانستم طیبه می داند که همین الان و این روزها حاج حیدر که شبها با آن پمپ ضدعفونی مشغول است، همزمان یکه و تنها پویش زیبای استغاثه به امام زمان در فضای مجازی راه انداخته و ده جای دیگر هم من و طیبه ها را جا می گذارد هنوز!! و کو تا ما برسیم به این پدران!

از نسل آرش در مکتب حاج قاسم!

پرستار طیبه می گوید: این روزهایی که برخی از هموطنان مبتلا به ویروس کرونا خود را قرنطینه کرده اند، بی‌شباهت به ایزوله کردن جانبازان شیميایی در بخش تنفسی بیمارستان نیست؛ درست زمانی که جنگ تمام شده بود و جانبازان شیمیایی باید در قرنطینه قرار می‌گرفتند.


این روزها این پرستار جوان ایلامی نگران سرو قامتان بازمانده از نبرد دیروز است و برای شان توصیه هایی دارد:

" ایثارگران دارای بیماری زمینه‌ای از جمله بیماری‌های تضعیف‌کننده سیستم ایمنی مثل سرطان، شیمی درمانی، جانبازان شیمیایی و نخاعی و دارای بیماری‌های تنفسی ریوی و کبدی حتی‌المقدور از منزل خارج نشوند، مهمانی نرفته و مهمان نپذیرند، از استخر و اماکن ورزشی استفاده نکنند، در همایش‌ها و اجتماعات عمومی شرکت نکنند، به ملاقات بیماران نروند،اگر بیماری حاد و اورژانسی ندارند به مراکز درمانی مراجعه نکنند و بیشتر از عامه مردم بر حفظ و رعایت اصول مورد تاکید در رسانه ها محافظت کنند."
و به قول طیبه محقق "ویروس کـرونا هر چقدر که قوی باشد،ملت ایران قوی تر است"...

پاتوق این پرستار جوان و تازه عروس ایلامی این روزها پست زنان بیمارستان شهید مصطفی خمینی ایلام است؛ مرکز بیماران کرونا...

 حساب سرانگشتی آخر برای خودم و پرستار طیبه دختر حاج حیدر....
پدرش بسیجی ۱۶ ساله ای بود که راهی جبهه شد و در ۲۰ سالگی و عملیات کربلای یک ، شب آزادسازی مهران نشان فخر جانبازی بر سینه اش زدند! البته که هم پدر خود را مالک این خاک و مردمش می داند و هم فرزند اینچنین غیرت دارد بر همان آرمان و تفنگ پدری! راست می گفت طیبه:"سنگر همان سنگر است و مردم همان مردم!"

#پایان_نوشت

وسط درگیری و اتهام زنی دایسم سر تاج آخرالزمان لیبرالیسم و کمونیسم! در شرق و غرب عالم! و سنت ماسک دزدی صاحب ایسم های ملوکانه! فرزندان انقلاب امام روح الله، بزرگ شده سر سفره مکتب رسول الله در خاک پاک ایران اما تمام جد و جهدشان رباییدن فرصت مجاهدت است هنوز عین سال ۶۱ شمسی! که حاج حیدر ۱۶ ساله رفت چنگوله....که دیگر آن ۶۱ قمری تاریخ تکرار نشود! و این بار امیه ای دیگر وصیت نامه ننویسد برای یک ایسم جدید!



صغرا مرادی گزارشگر افتخاری سايت نويد شاهد ايلام
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده