نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

می‌روم با امام حسین(ع) پیمان ببندم

می‌روم با امام حسین(ع) پیمان ببندم

مادر شهید «علی‌داد خدازاده» می‌گوید: «دیدم داره توی باغ راه می‌ره و خوشحالی می‌کنه، گفتم چی شده، گفت عازم جبهه شدم، گفت می‌روم با امام حسین (ع) پیمان ببندم، دیدار ما به قیامت.»
جبهه، راه و عقیده من است

جبهه، راه و عقیده من است

«غلامرضا اسلامی» پدر شهید «علی‌اصغر اسلامی» در خاطرات خود از نحوه اعزام پسرش به جبهه گفت: «علی‌اصغر 14 سالش نشده بود که می‌گفت؛ می‌خواهم به جبهه بروم و این راه و عقیده من است. علی اصغر جبهه رفتن را از درس خواندن مهم‌تر می‌دانست.»
صدای شکستن استخوان‌های شهیدان زیر شنی تانک‌ها/ کلیپ

صدای شکستن استخوان‌های شهیدان زیر شنی تانک‌ها/ کلیپ

«آسمان، آبی‌تر» مجموعه کلیپ‌های مصاحبه با والدین شهدا و آزادگان و جانبازان دفاع مقدس استان یزد است. این برنامه در استودیو بنیاد شهید و امور ایثارگران با همکاری صدا و سیمای مرکز استان ضبط و پس از تدوین از شبکه استانی یزد پخش می‌شود. این قسمت از «آسمان، آبی‌تر» با آزاده و جانباز سرافراز «علی اصغر فاضلی» به مصاحبه پرداخته است. این آزاده و جانباز سرافراز چنین روایت می‌کند: «صدای شکستن استخوان‌های شهیدان زیر شنی تانک‌ها شنیده می‌شد.» نوید شاهد شما را به دیدن این مصاحبه دعوت می‌کند.
روحانی گردان بودم

روحانی گردان بودم

جانباز «محمود عنایتی» در خاطرات خود از نحوه مجروحیت خود در جبهه‌های هشت سال دفاع مقدس گفت: «من در اعزامم به جبهه ابتدا به لشکر قدس رفتم اما چون عملیاتی در پیش رو نداشتند، من به لشکر 17 علی ابن ابیطالب رفتم؛ عملیات کربلای 5 پیش رو بود و من هم به عنوان روحانی گردان فعالیت داشتم.»
من امانتی در دست شما بودم

من امانتی در دست شما بودم

زینب وسیله مادر شهید «بهروز احمدزاده‌لداری» می‌گوید: «زمانی که به مرخصی می‌آمد، به من می‌گفت: اگر خبر شهادتم را شنیدید برایم گریه نکنید و برای امام حسین(ع) و یاران باوفایش گریه کنید. من امانتی در دست شما بودم که اکنون بسوی صاحب اصلی‌اش برمی‌گردم.»
حیدر، مرگ را به سُخره گرفته بود

حیدر، مرگ را به سُخره گرفته بود

«آسمان، آبی‌تر» مجموعه کلیپ‌های مصاحبه با والدین شهدا و آزادگان و جانبازان دفاع مقدس استان یزد است. این برنامه در استودیو بنیاد شهید و امور ایثارگران با همکاری صدا و سیمای مرکز استان ضبط و پس از تدوین از شبکه استانی یزد پخش می‌شود. این قسمت از «آسمان، آبی‌تر» با آزاده سرافراز «حیدر جعفری» به مصاحبه پرداخته است. این آزاده و جانباز سرافراز چنین روایت می‌کند: «فرمانده عراقی دستانم را برای تیرباران بست و من را تهدید به تیرباران می‌کرد و هر بار خنده‌های من بیشتر می‌شد.» نوید شاهد شما را به دیدن این مصاحبه دعوت می‌کند.